تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
« اين آيه در شأن على نازل شده و سرّ اينكه لفظ جمع آمده با اينكه مورد نزول آن يك مرد بيش نبوده اين است كه مردم را به اينچنين فعلى ترغيب كند و بيان دارد كه مؤمنان بايد اينچنين سيرت و سجيّه‌اى را كسب كنند و اينچنين بر خير و احسان و دستگيرى از فقيران ساعى و حريص باشند و حتّى با نمازى نيز تأخير نيندازند ( يعنى با اينكه در نمازند و موضوع زكات پيدا مىشود تأخير نكرده و در حال نماز انجام وظيفه مىكنند ) . » ( 1 ) فخر رازى نيز كه همچون زمخشرى از اكابر اهل سنّت و جماعت است مىگويد : « اين آيه در شأن على نازل گشته و علما نيز اتّفاق كرده‌اند كه اداى زكات در حال ركوع واقع نشده جز از على . » ( 2 ) منتها در معناى « ولى » مناقشاتى دارد و در آينده در مورد مقصود آيه بحث خواهيم كرد . علىّ بن حمّاد عدوى بصرى بغدادى معروف به ابن حمّاد ، از اكابر شعراى اماميّه در قرن چهارم هجرى است ، در اشعار ذيل به اين معنى اشاره مىكند :
قرن الاله ولائه بولائه * ممّا تزكّى و هو حان يركع
سمّاه ربّ العرش نفس محمّد * يوم البهال و ذاك ما لا يدفع ( 3 )
خداوند ولاء على را با ولاء خودش ، در اثر اينكه على در حال ركوع زكات بخشيد ، مقرون ساخت . پروردگار عرش ، على را در روز مباهله « جان محمّد » خواند و اين حقيقتى غير قابل انكار است . همچنانكه قبلًا گفتيم ، در اسلام به نوعى ولاء توصيه شده است كه اثباتى و عامّ است و آيهء كريمهء
« الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ »
ناظر به آن نوع از ولاء است .
هامش
( 1 ) . الكشّاف ( چاپ مصر ، سال 1373 ) ، ج 1 / ص 505 . ( 2 ) . التّفسير الكبير ( طبع مصر ، سال 1357 ) ، ج 12 / ص 30 . ( 3 ) . ريحانة الأدب ، ج 5 / ص 311 .