تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
خداوند بر مؤمنان منّت نهاد آنگاه كه پيغمبرى در ميان آنها برانگيخت كه آيات خدا را بر آنها تلاوت مىكند و آنها را پاكيزه مىگرداند و به آنها كتاب و حكمت مىآموزد ، و همانا آنها پيش از آن در گمراهى آشكار بودند . ايشان مىگويند : « بنا بر تصريح قرآن ، نخستين وظيفهء پيغمبر آن بود كه قرآن را به پيروانش تعليم دهد و مسلّم است كه حدّ اقل شايستگى براى كسى كه بخواهد كتاب يا محتويات كتاب و دانش يك كتاب را به ديگران تعليم دهد ، بازهم مطابق تصريح خود قرآن ، آن است كه بتواند قلم را به كار بندد يا دست كم آنچه را با قلم نوشته شده بخواند . » ( 1 ) اين استدلال ، به نظر عجيب مىآيد : * اوّلا ، آنچه مورد اتّفاق مسلمين است و مشار اليه مىخواهد خلاف آن را ثابت كند اين است كه رسول اكرم قبل از رسالت نه مىخوانده و نه مىنوشته است . حدّ اكثر اين استدلال اين است كه ايشان در دورهء رسالت مىخوانده و مىنوشته‌اند چنان كه عقيدهء سيّد مرتضى و شعبى و جماعتى ديگر بر اين است . پس مدّعاى آقاى دكتر سيّد عبد اللّطيف اثبات نمىشود . * ثانيا ، از نظر دوران رسالت نيز اين استدلال ناتمام است . توضيح اينكه در برخى از تعليمات مانند تعليماتى كه به نوآموز مىدهند كه خواندن و نوشتن به او بياموزند ، يا در تعليم رياضيّات و امثال آن ، احتياج به قلم و كاغذ و رسم و تخته سياه و غيره هست و خود معلّم بايد عمل كند تا دانش‌آموز يا دانشجو ياد بگيرد ؛ امّا تعليم حكمت و اخلاق و حلال و حرام كه كار پيغمبران است نيازى به قلم و كاغذ و رسم و تخته سياه ندارد . مشّائين از حكما را از آن جهت « مشّائين » گفته‌اند كه معلّم در حالى كه راه مىرفت و قدم مىزد به دانشجويان تعليم مىكرد . البتّه براى شاگردان كه بخواهند ضبط كنند و فراموششان نشود لازم است بنويسند . لذا رسول خدا همواره توصيه مىكرد كه سخنانش را ضبط كنند و بنويسند . مىفرمود : « قيّدوا العلم » دانش را در بند
هامش
( 1 ) . نشريّهء كانون سردفتران ، نقل از نشريّهء آموزش و پرورش .