در اين آيهء كريمه كلمهء « تتلوا » به كار رفته است كه از مادّهء « تلاوت » است . تلاوت همچنانكه راغب در مفردات گفته ، اختصاص دارد به قرائت آيات مقدّس ، بر خلاف كلمهء « قرائت » كه اعمّ است . پس هر چند كلمهء « كتاب » اعمّ است از كتاب مقدّس و غير مقدّس ، امّا كلمهء « تتلوا » اختصاص دارد به قرائت آيات مقدّس .
ولى ظاهراً علّت اينكه در اينجا كلمهء « تتلوا » به كار رفته است اين است كه مورد بحث ، قرآن است و از لحاظ « مشاكله » كه جزء صنايع بديعيّه است ، در مورد قرائت ساير چيزها نيز اين كلمه به كار رفته است ؛ مثل اين است كه چنين گفته باشد : « تو اكنون قرآن تلاوت مىكنى ، ولى قبل از قرآن هيچ نوشتهاى را تلاوت نمىكردى » .
آيهء ديگرى كه مشعر بر درس ناخواندگى رسول اكرم است آيهء 52 از سورهء شورى است :
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ .
ما قرآن را كه روح و حيات است ، از « امر » خود بر تو وحى كرديم . تو قبلًا نمىدانستى نوشته چيست ، ايمان چيست .
اين آيه مىگويد تو قبل از نزول وحى با كتاب و نوشته آشنا نبودى . آقاى دكتر سيّد عبد اللّطيف از اين آيه ذكرى به ميان نياورده است . ممكن است بگويد مقصود از كلمهء « كتاب » در اين آيه نيز متون مقدّس است كه به زبان غير عربى بوده است . جواب همان است كه در آيهء پيش گفتيم .
مفسّران اسلامى به دليلى كه بر ما روشن نيست گفتهاند مقصود از كتاب ، خصوص قرآن است . بنا بر اين تفسير ، اين آيه از مورد استدلال خارج است .
* ثالثاً ، مفسّران اسلامى هرگز در مفهوم كلمهء « امّى » وحدت نظر نداشتهاند ؛ در صورتى كه دربارهء درس ناخواندگى و آشنا نبودن رسول اكرم قبل از رسالت با خواندن و نوشتن ، همواره وحدت نظر ميان همهء مفسّران بلكه ميان جميع علماى اسلام وجود داشته است و اين خود دليل قاطعى است كه منشأ اعتقاد مسلمين به درس ناخواندگى رسول اكرم تفسير كلمهء « امّى » نبوده است . امّا مفهوم كلمهء « امّى » .