تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
است . مفسّران اسلامى عموماً اين آيه را همين طور تفسير كرده‌اند ؛ امّا مشار اليه مدّعى است كه در تفسير اين آيه نيز اشتباه شده است ؛ مدّعى است كلمهء « كتاب » در اين آيه اشاره به كتابهاى مقدّس است از قبيل تورات و انجيل ؛ مدّعى است اين آيه مىگويد تو قبل از نزول قرآن با هيچ كتاب مقدّسى آشنا نبودى ، زيرا اين كتابها به زبان عربى نبود ، و اگر آن كتابها را كه به زبان غير عربى است خوانده بودى مورد شك و تهمت ياوه‌گويان واقع مىشدى . اين ادّعا صحيح نيست . « كتاب » در لغت عربى ، بر خلاف مفهوم رايج امروز اين كلمه در زبان فارسى ، به معنى مطلق نوشته است ، خواه نامه باشد يا دفتر ، مقدّس و آسمانى باشد يا غير مقدّس و غير آسمانى . در قرآن كريم اين كلمه مكرّر استعمال شده است : گاهى در مورد نامه‌اى كه ميان دو نفر مبادله مىشود به كار رفته است ، مانند آنچه دربارهء ملكهء سبا آمده است :
يا أَيُّهَا الْمَلَأُ إِنِّي أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ
( 1 ) . اى بزرگان ! نامه‌اى گرامى به من رسيده است . نامه از سليمان است . و گاهى در مورد قراردادى كه به عنوان سند ميان دو نفر مبادله مىشود استعمال شده است :
وَ الَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ فَكاتِبُوهُمْ
( 2 ) . بردگانى كه مايل‌اند طبق يك قرارداد ، خود را آزاد كنند ، تقاضاى آنان را بپذيريد و با آنها قرارداد مبادله كنيد . و گاهى در مورد الواح غيبى و حقايق ملكوتى كه حكايت علمى از حوادث جهان دارند به كار رفته است :
هامش
( 1 ) . نمل / 29 و 30 . ( 2 ) . نور / 33 .