طرح مسائل به صورت هفت قرن پيش و گريز از مواجهه با مسائل مورد احتياج روز و بىميلى به كشف طريقههاى نوتر و عميقتر ، به شكل واضحى ديده مىشود .
در قرون اخير با كمال تأسّف در ميان جوانان و به اصطلاح طبقهء روشنفكر مسلمان ، تمايلاتى در جهت غربگرايى و نفى اصالتهاى شرقى و اسلامى و تسليم و تقليد دربست از « ايسم » هاى غربى پديد آمده است و بدبختانه اين گرايش در حال گسترش است ، ولى خوشبختانه احساس مىشود كه طليعهء يك بيدارى و آگاهى در برابر اين گونه تمايلات كوركورانه و خوابآلود آشكار مىشود .
ريشهء اين گمراهى خوابآلود ، تصوّر غلطى است كه اين گروه ، به اصطلاح از جنبهء « دگماتيك » مقرّرات اسلامى در اذهان خويش دارند . عدم تحرّك اجتهاد در طىّ قرون به اين تصوّرات غلط كمك كرده است . وظيفهء مسئولان و هاديان قوم است كه هر چه زودتر به شكل منطقى در برابر اين قبيل گرايشهاى ناصواب بايستند .
علل و عوامل اين جريان بر كسى پوشيده نيست . چيزى كه نبايد كتمان كرد اين است كه جمود و ركود فكرى كه در قرون اخير بر جهان اسلام حكمفرما شد و مخصوصاً بازايستادن فقه اسلامى از تحرّك ، و پيدايش روح تمايل و نگرش به گذشته ، و پرهيز از مواجهه با روح زمان يكى از علل اين شكست به شمار مىرود . امروز جهان اسلام بيش از هر وقت ديگر نيازمند به يك نهضت قانونگذارى است كه با يك ديد نو و وسيع و همه جانبه از عمق تعليمات اسلامى ريشه بگيرد و اين ريسمان استعمار فكرى غربى از دست و پاى مسلمانان بازشود .
بينشهاى نو
يكى از اعجابآميزترين موضوعات در تاريخ علوم و فلسفهء اسلامى استعداد پايانناپذير منابع اسلامى ، مخصوصاً قرآن كريم ، براى تحقيق و كشف و استنباط است . اختصاص به مسائل فقهى و حقوقى ندارد ، در همهء قسمتها چنين است . هر كتاب بشرى ، هر چند شاهكار باشد ، استعداد محدود و پايانپذيرى براى تحقيق و مطالعه دارد و كار كردن چند نفر متخصّص كافى است كه تمام نكات آن را روشن نمايد ؛ امّا قرآن در طول چهارده قرن با آنكه هميشه صدها متخصّص روى آن كار مىكردهاند ، نشان داده است كه از نظر تحقيق و اجتهاد ، استعداد پايانناپذيرى دارد .