استفاده كنند . براى اين منظور ، حجرههايى مخصوص آسياب تعبيه كردهاند و در آن حجرهها مورچگان مخصوص ديگرى هستند كه داراى فكهاى بزرگ و قوى هستند ، دانهها را در آنجا آسياب مىكنند و براى غذاى سايرين آماده مىسازند .
و لو فكّرت في مجارى أكلها ، و في علوها و سفلها ، و ما فى الجوف من شراسيف بطنها ، و ما في الرّأس من عينها و اذنها ، لقضيت من خلقها عجبا ، و لقيت من و صفها تعبا .
و اگر تفكّر كنى و مطالعه نمايى در مجارى غذاى اين حيوان كوچك كه چگونه غذا مىخورد و غذا را فرو مىبرد و آنها را هم هضم مىكند و دفع مىنمايد ، اگر شكمش را در نظر بگيرى و اينكه چگونه ضلعها و دندهها براى آن جثّهء صغير ساخته شده ، و اگر دستگاه ديد و دستگاه شنيدش كه در سرش قرار دارد ، اگر در همهء اينها دقيق شوى و كاملًا مطّلع شوى كه چگونه است ، حيرت بر حيرتت مىافزايد ؛ به قدرى است كه به زحمت مىتوان توصيف كرد ( كتابها را پر مىكند ، سالها بايد رنج برد و مطالعه كرد ) .
امروز دانشمندانى در اين زمينه مطالعاتى كردهاند ، صدها نفر تمام عمر خود را در اطراف همين موضوع به آخر رساندهاند ، كتابها نوشتهاند ، تعبها و رنجها كشيدهاند و خبرهاى عجيب براى ما آوردهاند ، مخصوصاً مسائلى كه مربوط به فهم و شعور و تفاهم بين افراد مورچگان است از عجيبترين مسائلى است كه قرع سمع مىكند .
در قرآن كريم قضيّهء عجيبى از تفاهم مورچگان در داستان سليمان نقل مىكند .
در آن سوره كه به نام سورهء نمل ( سورهء مورچه ) است مىفرمايد :
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ . فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبادِكَ الصَّالِحِينَ
( 1 ) .
هامش
( 1 ) . نمل / 18 و 19 .