سليمان و سپاهيانش به وادى مورچگان رسيدند . در اين وقت مورچهاى مورچگان را مخاطب قرار داد و گفت : اى مورچگان ! به پناهگاههاى خود داخل شويد ، مبادا سليمان و سپاهيانش شما را لگدمال كنند ؛ اينها نمىفهمند و توجّهى به شما ندارند .
سليمان كه متوجّه اين خطاب مورچه شد از گفتهء اين مورچه لبخندى زد و گفت :
خدايا ! مرا توفيق ده كه نعمتهاى تو را كه به من و پدر و مادرم عنايت كردهاى شكر كنم و كار شايستهاى كه موافق رضاى تو باشد انجام دهم . خدايا ! به كرم و رحمت خود مرا از بندگان صالح خودت قرار بده .
امير المؤمنين ( ع ) در آن جملهها فرمود : « و ما فى الرّأس من عينها و اذنها » . اشاره مىكند كه دستگاه ديد و شنيد اين حيوان در سر اوست . امروز هم دانشمندان در تحقيقات خود به اينجا رسيدهاند كه اين حيوان به وسيلهء شاخكهايى كه در سر دارد خبر مىدهد و خبر مىگيرد .
در آخر سخن خود مىفرمايد :
و لو ضربت في مذاهب فكرك لتبلغ غاياته ما دلتك الدّلالة إلّا على أنّ فاطر النّملة هو فاطر النّخلة لدقيق تفصيل كلّ شىء و غامض اختلاف كلّ حىّ ، و ما الجليل و اللّطيف ، و الثّقيل و الخفيف ، و القوىّ و الضّعيف في خلقه إلّا سواء ( 1 ) .
اگر در راههاى فكر و انديشه سير كنى تا به نتيجه برسى ، جز اين دستگيرت نخواهد شد كه خالق مورچهء كوچك و خالق درخت تناور خرما يك قدرت است . همان نظام دقيقى كه در اين به كار رفته در آن به كار رفته است . در مقابل قدرت خلّاقيّت او كوچك و بزرگ ، سبك و سنگين ، قوى و ضعيف برابرند .
به هر حال ، قرآن كريم در عين اينكه مىفرمايد خداوند از هر ظاهرى ظاهرتر است بلكه ظاهر واقعى اوست ، « همهء عالم به نور اوست پيدا » ، در عين حال به واسطهء اينكه ساختمان فكرى بشر طورى است كه معمولًا اشياء را به كمك نقطهء مقابل مىشناسد ، خداوند را از طريق تجلّياتش و مظاهرش كه افول و غروب دارند ، گاهى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 227 .