تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
نه جان از تشنگى در اضطرابش * نه دل سوزان ز داغ آفتابش
در اين انديشه روزى گشت بىتاب * كه مىگويند مردم آب ، كو آب ؟
كدام است آخر آن اكسير جانبخش * كه باشد مرغ و ماهى را روانبخش ؟
گر آن گوهر متاع اين جهان است * چرا يا رب ز چشم من نهان است ؟
جز آبش در نظر شام و سحر نه * در آب آسوده از آبش خبر نه
مگر از شكر نعمت گشت غافل * كه موج افكندش از دريا به ساحل
بر او تابيد خورشيد جهانتاب * فكند آتش به جانش دورى آب
زبان از تشنگى بر لب فتادش * به خاك افتاد و آب آمد به يادش

خدا ، نور مطلق و ظاهر مطلق

ذات اقدس احديّت نور مطلق است ؛ نورى است كه ظلمت مقابل ندارد . اوست نور همهء جهان ، نور آسمان و زمين
( اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ )
( 1 ) . از هر ظاهرى ظاهرتر است و از هر نزديكى به ما نزديكتر . ظهور همه چيز به ذات اوست ، ظاهر مطلق و بالذّات اوست ( و بنور وجهك الّذى أضاء له كلّ شيء ) ( 2 ) ، روشنى هر چيزى در پرتو نور ذات اوست . ولى نورى است كه ثابت است ، غروب و افول ندارد ؛ نورى است كه همه جا را پر كرده ، حجاب و مانعى ندارد ، به همه چيز محيط است ، نقطهء مقابلى ندارد ، ضدّ و ندّى ندارد . چون افول و غروب ندارد ، زوال و فنا ندارد و ظلمتى در برابرش نيست ، بشر ضعيف الادراك كه هر چيزى را با مقايسهء نقطهء مقابل و نقطهء مخالف بايد بفهمد و دستگاه گيرندهء فهم و ادراك او طورى ساخته شده كه به هر چيزى با كمك نقطهء مقابل آن چيز توجّه و التفات پيدا مىكند ، از التفات و توجّه به ذات حق غافل است . نكتهء غريبى است ! ذات حق چون هيچ‌وقت پنهان نيست ، از نظرها پنهان است . اگر گاهى پنهان بود و گاهى آشكار ، از نظرها پنهان نبود . چون غروب و افول و زوال و تغيير و حركت ندارد ، مورد غفلت بشر است .
هامش
( 1 ) . نور / 35 . ( 2 ) . از فقرات دعاى كميل .