اصطلاح قرآن نظام كفر و فسق ناميده مىشود نيز كارهايش از حدود حسابهاى طبيعى و حيوانى و از حدود نيازهاى بدنى و روابط طبيعى خارج مىشود و جنبهء روحى و جاودانگى به خود مىگيرد ولى به صورت انحرافى ، و از اين رو استحقاق نوعى حيات جاويدان پيدا مىكند كه متأسّفانه براى خودش دردها و رنجها همراه دارد و به اصطلاح دينى او را جهنّمى مىكند .
انسان چنين نيست كه اگر در مدار ايمان و عمل صالح حركت نكند خود را در مدار حيوان محدود كند ، بلكه به اصطلاح زير صفر مىرود و به تعبير قرآن
بَلْ هُمْ أَضَلُّ
( 1 ) يعنى از حيوان پستتر و گمراهتر مىگردد .
اكنون اگر حيات جاويدان در كار نباشد ، مثل انسانهايى كه در نظام ايمان و عمل صالح حركت كردهاند و انسانهايى كه در نظام ضدّ ايمان و عمل صالح حركت كردهاند مثل شاگردانى است كه برخى تكاليف خود را به نحو احسن انجام دادهاند و برخى ديگر وقت خود را به بازيگوشى گذراندهاند و معلّم بخواهد همهء آنها را از نمره محروم سازد . اين محروميّت ظلم است و بر خلاف اصل عدل .
اين مطلب را به بيانى سادهتر نيز مىتوان ادا كرد و آن اينكه خداوند مردم را دعوت كرده است به ايمان و نيكوكارى . مردم از لحاظ پذيرش اين دعوت دو گونه شدهاند : برخى اين دعوت را پذيرفته و نظام فكرى و اخلاقى و عمل خود را بر آن تطبيق دادهاند و برخى ديگر نپذيرفته و به بدكارى و فساد پرداختهاند . از طرف ديگر ، مىبينيم كه نظام اين جهان بر اين نيست كه صد در صد نيكوكاران را پاداش بدهد و بدكاران را كيفر ، بلكه برخى نيكوكاريها هست كه حيات انسان با آن پايان مىيابد و مجالى براى پاداش نيست ، پس جهانى ديگر بايد باشد كه نيكوكاران پاداش كامل نيكوكارى خود را دريافت كنند و بدكاران كيفر كار بد خود را ، و گرنه بر خلاف عدل الهى است .
حكمت الهى
ما انسانها كارهايمان بر دو قسم است : كارهاى عبث و بيهوده كه نتيجهاى بر
هامش
( 1 ) . اعراف / 179 .