آيات ديگر از اين قبيل كه قيامت را خارج از نظام موت و حيات عالم هستى كه نمونهء كوچكش را در زمين مىبينيم ، نمىداند فراوان است و ما به همين دو آيه قناعت مىكنيم .
تفاوت اين گروه آيات با گروه اوّل در اين است كه تنها به قادر بودن خداوند تكيه نمىكند ، بلكه نمونهء مشابه مىآورد كه در جهان محسوس ، قدرت خداوند به همين صورت تجلّى كرده و عمل نموده است .
ج . گروه سوّم آياتى است كه قيامت را امر ضرورى و حتمى معرّفى مىكند و نبود آن را مستلزم يك امر ناروا ( محال ) دربارهء ذات خداوند مىداند .
اين مطلب از دو راه بيان شده است : يكى از راه عدل الهى و اينكه خداوند به هر مخلوقى آنچه را كه استحقاق دارد و شايستهء آن است عنايت مىكند ، ديگر از راه حكمت خداوند و اينكه ذات اقدس الهى مخلوقات را براى غايت و هدفى آفريده است ، حكمت الهى ايجاب مىكند كه موجودات را به كمال لايق و غايت ممكنشان سوق دهد .
قرآن كريم مىگويد : اگر قيامت و حيات جاويد و سعادت جاويد و پاداش و كيفر اخروى نباشد بر ضدّ عدل خداوندى است و نوعى ظلم است و ظلم بر خداوند نارواست ، و هم مىگويد اگر حيات جاويد و پايان ثابت و ابدى در كار نباشد خلقت عبث و پوچ است و عبثكارى بر خداوند نارواست .
آياتى كه با تكيه بر عدل خداوندى و يا حكمت خداوندى ، بازگشت به خدا و حيات جاويدان را امرى حتمى و تخلّفناپذير خوانده است بسيار است . اكنون دو مورد از دو سورهء قرآن مىآوريم كه در هر دو مورد ، هم بر عدل الهى تكيه شده است و هم بر حكمت او :
1 . در سورهء مباركهء « ص » پس از ذكر اين مطلب كه كسانى كه از راه خدا منحرف شدهاند ، به موجب اينكه روز حساب را فراموش كردهاند عذاب شديد خواهند داشت ، در آيهء 27 و آيهء 28 دربارهء روز حساب ( روز قيامت ) چنين مىفرمايد :
وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ . أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ