آنها را غير موجّه مىشمارند ، زيرا حدّ اقل كارى كه از آنها ساخته بود - هجرت و كوچ كردن به محيط ديگر - انجام ندادند . فرشتگان به آنها يادآورى مىكنند و به اين وسيله به آنها مىفهمانند كه خود شما مسئول ستمهايى هستيد كه بر شما رفته است ، يعنى خود شما مسئول گناهان خود هستيد .
قرآن كريم در اين آيهء كريمه به ما يادآورى مىكند كه بيچارگى و ناتوانى در يك محيط ، عذر موجّه به شمار نمىرود مگر آنكه حتّى راه مهاجرت و كشاندن خود به نقطهء ديگر نيز بسته باشد .
چنان كه مىبينيم ، در اين آيهء كريمه از مرگ كه در چشم ظاهر نيستى و نابودى و تمام شدن است به « توفّى » يعنى تحويل و دريافت تعبير شده است . اين آيه گذشته از اينكه از مرگ با كلمهء « توفّى » تعبير كرده است ، رسما از يك جريان مكالمه و احتجاج ميان فرشتگان و انسان در لحظات پس از مرگ سخن مىگويد . بديهى است كه اگر واقعيّت انسان باقى نباشد و همهء واقعيّت انسان لاشهء بىحسّ و بىشعور باشد ، مكالمه معنى ندارد . اين آيه مىفهماند كه پس از آنكه انسان از اين جهان و از اين نشئه مىرود ، با چشم و گوش و زبان ديگر با موجودات نامرئى به نام فرشتگان به گفت و شنود مىپردازد .
2 .
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ . قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ
( 1 ) .
و گفتند : آيا آنگاه كه ما گم شديم در زمين آيا ما در آفرينشى جديد قرار خواهيم گرفت ؟ ( اين سخنان بهانه است ) حقيقت اين است كه اينها ( از روى عناد ) ملاقات پروردگار خويش را منكرند . بگو همانا فرشتهء مرگ كه موكّل بر شماست شما را در حين مرگ به تمام و كمال دريافت مىكند ، سپس به سوى خدا بازگردانده مىشويد .
در اين آيه ، قرآن كريم يكى از اشكالات و شبهات منكران را در مورد معاد و حيات اخروى ذكر مىكند و پاسخ مىگويد .
شبهه و اشكال اينجا اين است كه پس از مرگ هر ذرّهء ما نابود مىشود ، به جايى مىرود و اثرى از ما نيست ، چگونه ممكن است مورد آفرينش تازهاى قرار گيريم ؟
هامش
( 1 ) . سجده / 10 و 11 .