تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
مسألهء روح و نفس و بقاى روح پس از مرگ ، از امّهات معارف اسلامى است . نيمى از معارف اصيل غير قابل انكار اسلامى بر اصالت روح و استقلال آن از بدن و بقاء بعد الموت آن استوار است ، همچنانكه انسانيّت و ارزشهاى واقعى انسانى بر اين حقيقت استوار است و بدون آن ، همهء آنها موهوم محض است . تمام آياتى كه صريحا زندگى بلافاصله پس از مرگ را بيان مىكنند - كه نمونه‌هايى از آنها در اينجا آورده و مىآوريم - دليل است كه قرآن روح را واقعيّتى مستقلّ از بدن و باقى بعد از فناى بدن مىداند . برخى مىپندارند كه از نظر قرآن ، روح و نفسى در كار نيست ، انسان با مردن پايان مىپذيرد ، يعنى پس از مرگ شعور و ادراك و سرور و رنجى در كار نيست تا آنگاه كه قيامت كبرى بپاشود و انسان حيات مجدّد بيابد . تنها آن وقت است كه انسان بار ديگر خود را و جهان را مىيابد . ولى آياتى كه صريحا حيات بلافاصله پس از مرگ را بيان مىكند دليل قاطعى است بر ردّ اين نظريّه . اين گروه مىپندارند دليل قائلين به روح ، آيهء كريمهء
قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي
( 1 ) است و مىگويند در قرآن مكرّر نام روح به ميان آمده در حالى كه مقصود چيز ديگر است ، اين آيه نيز همان معنى را طرح كرده كه در آن آيات طرح شده است . اين گروه نمىدانند كه دليل قائلين به روح ، اين آيه نيست ، در حدود بيست آيهء ديگر است . تازه اين آيه به كمك آيات ديگرى كه ذكر روح در آن آيات آمده كه برخى به صورت مطلق ( روح ) و بعضى به صورتهاى مقيّد ( روحنا ، روح القدس ، روحى ، روحا من أمرنا ، و غيره ) آمده است و از آن جمله در مورد انسان با تعبير
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
آمده است ، نشان دهندهء اين است كه از نظر قرآن حقيقتى وجود دارد برتر از ملائكه و برتر از انسان به نام روح ، ملائكه و انسانها واقعيّت « امرى » يعنى روح خويش را از فيض او به اذن پروردگار دارند ، يعنى مجموع آيات روح به ضميمهء آيهء
« وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي »
كه دربارهء انسان آمده است نشان مىدهد كه روح انسان واقعيّتى غير مادّى دارد . ( 2 ) .
هامش
( 1 ) . اسراء / 85 . ( 2 ) . رجوع كنيد به تفسير الميزان ( متن عربى ) ، ج 13 / ص 195 ذيل آيهء كريمهءقُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّيو ج 3 / ص 270 - 275 ذيل آيهء كريمهءيَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا( نبأ / 38 ) .