تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
عشق الهى و تذكّر به مبدأ و معاد آغاز مىكنند . ترتيب سوره‌ها و آيه‌هاى نازل‌شدهء قرآن كه از چه مسائلى شروع شده و همچنين مطالعهء سيرهء رسول اكرم كه در سيزده سال مكّه به چه مسائلى پرداخت و در ده سال مدينه به چه مسائلى پرداخت ، كاملا روشنگر مطلب است . خامسا : اينكه مخالفان پيامبران منطق محافظه‌كارانه داشته‌اند امرى طبيعى است . البتّه اگر از قرآن استنباط مىشد كه مخالفان پيامبران بلا استثناء چنين منطقى داشته‌اند ، معلوم مىشد كه مخالفان پيامبران همه از طبقهء برخوردار و مرفّه و استثمارگر بوده‌اند ، ولى آنچه از قرآن استنباط مىشود اين است كه اين منطق ، منطق سردمداران مخالفان بوده است كه همان ملأ و مستكبرين بوده‌اند ، و آنها كه به قول ماركس مالك كالاهاى مادّى جامعه بوده‌اند اين كالاى فكرى را براى ديگر مردم صادر مىكرده‌اند . و اينكه منطق پيامبران منطق تحرّك و تعقّل و بىاعتنائى به سنن و تقاليد باشد ، بازهم طبيعى است و بايد اينچنين باشد ، امّا نه بدان جهت كه محروميّتها و مغبونيّتهاى طبقاتى و استضعاف‌شدگيها وجدان آنها را به اين شكل مىساخته است و اين منطق انعكاسى قهرى و طبيعى از محروميّتهاى آنهاست ، بلكه بدان جهت كه در انسانيّت ، يعنى در منطق و تعقّل و عواطف و احساسات انسانى ، به رشد و كمال رسيده‌اند ، و بعدا خواهيم گفت كه بشر به هر اندازه در انسانيّت به رشد و كمال برسد از وابستگىاش به محيط طبيعى و محيط اجتماعى و شرايط مادّى كاسته مىشود و به وارستگى و استقلال مىرسد . منطق مستقلّ پيامبران ايجاب مىكرده كه پايبند سنن و عادات و تقاليد نباشند و مردم را نيز از پيروى كوركورانه از آن سنن و تقاليد رهايى بخشند . سادسا : آنچه در مورد استضعاف گفته شد نيز قابل قبول نيست . چرا ؟ براى اينكه اوّلا قرآن در آيات ديگر خود با صراحت تمام سرانجام و سرنوشت تاريخ را - كه ضمنا بستر تكامل تاريخ را نيز توضيح مىدهد - به صورت و شكل ديگر بيان كرده است و آن آيات مفاد اين آيه را بر فرض اينكه مفادش آن باشد كه گفته شد ، توضيح مىدهد و تفسير مىكند و مشروط مىنمايد ، و ثانيا بر خلاف آنچه رايج و معمول است اساسا آيهء استضعاف هيچ اصل كلّى بيان نكرده تا در مقام مقايسه با آياتى كه در اين
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 456 | مرتضى مطهرى