رابعا : در مورد هدف پيامبران كه چيست ، آيا هدف اوّلى و اصلى اقامهء عدل و قسط است ، يا هدف اوّلى برقرارى پيوند ايمان و معرفت ميان بنده و خدا ، و يا هر دو يعنى پيغمبران از نظر هدف « ثنوى » هستند و يا شقّ ديگرى در كار است ، در گذشته در بحث « نبوّت » سخن گفتهايم و تكرار نمىكنيم ( 1 ) . در اينجا مطلب را از نظر « روش » و « متد » كار پيامبران مورد كاوش قرار مىدهيم . همچنانكه در بحثهاى توحيد عملى نيز گفتيم ( 2 ) پيامبران نه آنچنان كه برخى متصوّفه مىپندارند تمام همّت خود را براى اصلاح انسان در اين جهت مصروف مىكنند كه او را از درون آزاد سازند ، يعنى پيوند او را با اشياء قطع كنند ، و نه مانند برخى مكتبهاى مادّى تعديل و اصلاح روابط بيرونى را براى تعديل و اصلاح روابط درونى كافى مىدانند . قرآن كريم در آن واحد و در يك جمله مىگويد :
تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
( 3 ) .
امّا سخن در اين است كه آيا پيغمبران كار خود را از درون آغاز مىكنند يا از بيرون ؟ آيا اوّل دست به انقلاب درونى از راه توليد عقيده و ايمان و شور معنوى مىزنند و مردمى را كه انقلاب توحيدى فكرى احساسى عاطفى يافتهاند براى توحيد اجتماعى و اصلاح اجتماعى و برقرارى عدل و اقامهء قسط مىشورانند ، يا اوّل با فشار آوردن روى اهرمهاى مادّى يعنى توجّه دادن به محروميّتها و مغبونيّتها و استضعافشدگيها مردم را به حركت مىآورند و شرك اجتماعى و تبعيض اجتماعى را از ميان مىبرند آنگاه در جستجوى ايمان و عقيده و اخلاق بر مىآيند ؟
اندك مطالعه و توجّهى به روش پيامبران و اولياء خدا نشان مىدهد كه پيامبران بر خلاف مصلحان و يا مدّعيان اصلاح بشرى از فكر و عقيده و ايمان و شور معنوى و
هامش
( 1 ) . « وحى و نبوّت » سوّمين رسالهء همين مجموعه ، ص 175 - 179 .
( 2 ) . « جهانبينى توحيدى » رسالهء دوم همين مجموعه ، ص 104 - 118 .
( 3 ) . آل عمران / 64 .