تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
كافران و مشمول عذاب الهى معرّفى مىكند ( 1 ) . پس نه همهء مؤمنان از طبقهء مستضعفين‌اند و نه همهء مستضعفين از طبقه مؤمنان ، و اين تطابق ادّعايى ، پوچ محض است . البتّه و بدون شك هميشه اكثريّت طبقهء گروندگان به پيامبران را طبقهء مستضعف و لا اقل طبقه‌اى كه دستش به استضعافگرى آلوده نيست تشكيل داده‌اند و اكثريّت مخالفان پيامبران را استضعافگران تشكيل داده‌اند . زيرا هر چند فطرت انسانى كه زمينهء پذيرش پيام الهى را به وجود مىآورد مشترك است و در همه وجود دارد ، ولى طبقهء استضعافگر و مسرف و مترف دچار مانع بزرگى است و آن آلودگى و عادت به وضع موجود است . او بايد از زير خروارها بار آلودگى ، خود را آزاد سازد ، و افراد كمى اين موفّقيت نصيبشان مىشود . امّا طبقه مستضعف چنين مانعى در جلو ندارد ، بلكه او علاوه بر اينكه به نداى فطرت خود پاسخ مىگويد ، به حقوق از دست رفتهء خود نيز نائل مىگردد . براى او پيوستن به گروه اهل ايمان ، هم فال است و هم تماشا . اين است كه اكثر گروندگان به پيامبران از مستضعفان‌اند و اقلّيت از غير اينها . امّا مسألهء تطابق ، به شكلى كه بيان شد ، پوچ محض است . مبانى قرآن دربارهء هويّت تاريخ با مبانى ماترياليسم تاريخى متفاوت است . از نظر قرآن روح اصالت دارد و مادّه هيچ گونه تقدّمى بر روح ندارد ، نيازهاى معنوى و كششهاى معنوى در وجود انسان اصالت دارد و وابسته به نيازهاى مادّى نيست ، انديشه در برابر كار نيز اصيل است ، شخصيّت فطرى روانى انسان بر شخصيّت اجتماعى او تقدّم دارد . قرآن به حكم اينكه به اصالت فطرت قائل است و در درون هر انسانى ، حتّى انسانهاى مسخ‌شده‌اى مانند فرعون ، يك انسان بالفطره كه در بند كشيده شده سراغ دارد ، براى مسخ شده ترين انسانها امكان جنبش در جهت حقّ و حقيقت ، و لو امكانى ضعيف ، قائل است ، از اين رو پيامبران خدا مأمورند كه در درجهء اوّل به پند و اندرز ستمگران بپردازند كه شايد انسان فطرى در بند كشيده شده در درون خود آنها را آزاد سازند و شخصيّت فطرى آنها را عليه شخصيّت پليد اجتماعى آنها برانگيزند ، و مىدانيم كه در موارد فراوانى اين موفّقيت دست داده شده است كه نامش « توبه » است .
هامش
( 1 ) . نساء / 97 ، ابراهيم / 21 ، سبأ / 31 - 37 و غافر / 47 - 50 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 452 | مرتضى مطهرى