تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
نهاد مادّى بر ساير نهادهاى اجتماعى در حقيقت همان تقدّم كار بر انديشه است امّا در سطح اجتماعى ، و با توجّه به اينكه طرفداران اين نظريّه طرفدار تقدّم جامعه‌شناسى انسان بر روان‌شناسى او نيز هستند پس تقدّم كار فردى بر انديشهء فردى مظهر و نتيجهء تقدّم نهاد مادّى بر ساير نهادهاى اجتماعى است ، بر خلاف اينكه اگر روان‌شناسى انسان را بر جامعه‌شناسى او مقدّم بدانيم ، تقدّم نهاد مادّى جامعه بر نهادهاى ديگر معلول و نتيجهء تقدّم كار فردى بر انديشهء فردى محسوب مىشود . نهاد مادّى جامعه كه از آن به ساخت اقتصادى و بنياد اقتصادى نيز تعبير مىشود شامل دو بخش است : يكى ابزار توليد كه محصول رابطهء انسان با طبيعت است ، و ديگر روابط اقتصادى افراد جامعه در زمينهء توزيع ثروت كه از آن به روابط توليدى احيانا تعبير مىشود ، و غالبا از مجموع ابزار توليد و روابط توليدى به « وجه توليد » يا « شيوهء توليد » تعبير مىشود ( 1 ) و ضمنا بايد دانست كه اين اصطلاحات در زبان پيشوايان ماترياليسم تاريخى خالى از ابهام نيست و كاملا صيقل نخورده و مشخّص نشده است ( 2 ) . آنجا كه مىگويند اقتصاد زير بناست و نهاد مادّى جامعه بر ساير نهادها تقدّم دارد ، مقصود مجموع دستگاه توليدى است اعمّ از ابزار توليد و روابط توليدى . نكته‌اى كه حتما بايد توجّه داشت و از لابلاى سخنان پيشروان ماترياليسم تاريخى كاملا هويداست اينكه خود زيربنا به صورت دو اشكوبه است و بخشى از آن زير بناى بخشى ديگر است و ديگرى بر روى آن استوار است . اساس و پايهء اصلى و سنگ زيرين بنا ابزار توليد يعنى كار تجسّم يافته است ، كار تجسّم يافته است كه روابط اقتصادى خاصّى را از نظر توزيع ثروت ايجاب مىكند . اين روابط كه انعكاس درجهء رشد ابزار توليد است ، در آغاز پيدايش نه تنها هماهنگ با ابزار توليد است بلكه محرّك و مشوّق آن شمرده مىشود ، يعنى بهترين وسيلهء بهره‌بردارى از آن ابزارهاست و مانند جامه‌اى است متناسب با اندام ابزار توليد . ولى ابزار توليد در ذات خود رشد يابنده است . رشد ابزار توليد هماهنگى ميان دو بخش دستگاه توليدى را بر هم مىزند . روابط توليدى و اقتصادى ، يعنى همان قوانينى كه متناسب با ابزار توليدى
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مبانى علم اقتصاد پ . نيكيتين ، ترجمهء ناصر زرافشان ، ص « ج » ، و ماترياليسم تاريخى پ . رويان ، بحث توليد . ( 2 ) . رجوع شود به تجديد نظر طلبى از ماركس تا مائو ، ص 235 .