قرآن آنجا كه افرادى را به عنوان « اسوه » ذكر مىكند ، توجّهى به شخصيّت دنيايى آنها ندارد ، شخصيّت اخلاقى و انسانى را در نظر مىگيرد ، آنچنان كه از غلام سياهى به نام لقمان كه نه در شمار پادشاهان است و نه در شمار فيلسوفان معمولى شهره به فيلسوفى و نه در شمار ثروتمندان بلكه بردهاى است روشن بين ، به نام « حكيم » ياد مىنمايد و او را به « حكمت » در جهان علم مىكند . از اين قبيل است « مؤمن » آل فرعون و « مؤمن » آل ياسين .
ما در اين كتاب كه بحث جامعه و تاريخ را از نظر جهانبينى اسلامى طرح كردهايم ، نظرمان تنها به « تاريخ علمى » و به « فلسفهء تاريخ » است ، زيرا اينها هستند كه در حوزهء كلّى جهانبينى قرار مىگيرند ، از اين رو سخن خود را دربارهء اين دو اندكى گسترش مىدهيم و از تاريخ علمى آغاز مىكنيم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٧٣