تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
هست و جهان و جامعه هيچ اندر هيچ نيست ، پس بر جهان « سكون » و ايستايى حاكم است . امّا فلسفه‌هاى « شدن » فلسفه‌هايى است كه بودن و نبودن را در آن واحد قابل جمع مىدانسته‌اند كه همان حركت است . حركت جز اين نيست كه يك چيزى باشد و در عين اينكه هست نباشد . پس فلسفهء « بودن » و فلسفهء « شدن » دو نوع نگرش كاملا متخالف دربارهء هستى است و از اين دو فلسفه يكى را بايد انتخاب كرد . اگر ما به گروه اوّل ملحق گرديم بايد فرض كنيم كه جامعه‌ها « بودن » داشته‌اند و « شدن » نداشته‌اند ، و بر عكس ، اگر به گروه دوّم ملحق گرديم بايد فرض كنيم كه جامعه‌ها « شدن » داشته‌اند و « بودن » نداشته‌اند . پس ما يا تاريخ علمى به مفهومى كه گذشت داريم و فلسفهء تاريخ نداريم ، و يا فلسفهء تاريخ داريم و تاريخ علمى نداريم . پاسخ اين است : اين گونه تفكّر دربارهء هستى و نيستى و دربارهء حركت و سكون و دربارهء اصل امتناع تناقض ، از مختصّات تفكّر غربى است و ناشى از ناآگاهى از مسائل فلسفى هستى ( مسائل وجود ) و بالاخص مسألهء عميق « اصالت وجود » و يك سلسله مسائل ديگر است . اوّلا اينكه « بودن » مساوى با سكون است و به عبارت ديگر اينكه سكون « بودن » است و حركت جمع ميان بودن و نبودن ، يعنى جمع ميان دو نقيض است ، از اشتباهات فاحشى است كه دامنگير برخى نحله‌هاى فلسفى غرب شده است . ثانيا آنچه در اينجا طرح شده ربطى به آن مسألهء فلسفى ندارد . آنچه در اينجا طرح شده مبنى بر اين است كه جامعه مانند هر موجود زندهء ديگر دو نوع قوانين دارد : يك نوع قوانينى كه در محدودهء نوعيّت هر نوع بر آن حكمفرماست و يك نوع قوانينى كه به تحوّل و تطوّر انواع و تبدّلشان به يكديگر مربوط مىشود . ما نوع اوّل را قوانين « بودن » و نوع دوّم را قوانين « شدن » اصطلاح مىكنيم . اتّفاقا بعضى جامعه‌شناسان ، خوب به اين نكته توجّه كرده‌اند . « اگوست كنت » از آن افراد است . « ريمون آرون » مىگويد : « پويايى و ايستايى ، دو مقولهء اصلى جامعه‌شناسى اگوست كنت است . ايستايى عبارت است از مطالعهء موضوعى كه اگوست كنت آن را اجتماع اجتماعى ( توافق اجتماعى ) مىنامد . جامعه شبيه يك ارگانيسم زنده است . همچنانكه بررسى كاركرد يك اندام بدون قرار دادن آن در كلّ زنده‌اى كه خود جزء آن است امكان‌پذير نيست ، بررسى سياست و دولت نيز بدون جايگزين كردن آنها در كلّ جامعه در لحظهء معيّنى