تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ترك مسئوليّتهاى فطرى خود مىشمردند ، و در واقع ، خود را در برابر جامعهء خود مجبور قلمداد مىكردند مىفرمايد به هيچ وجه عذر آنها پذيرفته نيست ، زيرا حدّ اقل ، امكان مهاجرت از آن جوّ اجتماعى و رساندن خود به جوّ اجتماعى ديگر بود . و يا در جاى ديگر مىگويد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ
( 1 ) . اى اهل ايمان ! خود را باشيد ، خود را نگه داريد ، هرگز گمراهى ديگران ، ( بالاجبار ) سبب گمراهى شما نمىشود . در آيهء معروف « ذر » كه اشاره به فطرت انسانى است ، پس از آنكه مىفرمايد خداوند پيمان توحيد را در نهاد مردم قرار داده است مىگويد : براى اينكه بعدها نگوييد همانا پدران ما مشرك بوده‌اند و ما چاره‌اى نداشتيم و مجبور بوديم كه بر سنّت پدران خود باقى باشيم . با چنين فطرت خدادادى هيچ گونه اجبارى در كار نيست . تعليمات قرآن يكسره بر اساس مسئوليّت است ، مسئوليّت خود و مسئوليّت جامعه . امر به معروف و نهى از منكر دستور طغيان فرد است عليه فساد و تبهكارى جامعه . قصص و حكايات قرآن غالبا متضمّن عنصر طغيان و عصيان فرد در برابر محيطها و جوّهاى فساد اجتماعى است . داستان نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ، رسول اكرم ، اصحاب كهف ، مؤمن آل فرعون و غيره همه متضمّن اين عنصر است . ريشهء توهّم جبر افراد در برابر جامعه و محيط اجتماعى اين است كه تصوّر شده لازمهء تركيب حقيقى ، ادغام اجزاء در يكديگر و حل شدن كثرت آنها در وحدت « كلّ » و به وجود آمدن حقيقتى تازه است : يا بايد شخصيّت و آزادى و استقلال افراد را پذيرفت و حقيقى بودن تركيب و عينى بودن جامعه را نفى كرد آنچنان كه در نظريّهء اوّل و دوّم دربارهء اصالت جامعه و يا فرد آمده است ، و يا بايد حقيقى بودن تركيب و عينى بودن جامعه را پذيرفت و شخصيّت و استقلال و آزادى فرد را نفى كرد آنچنان كه نظريّهء دوركهايمى ايجاب مىكند . جمع ميان اين دو ناممكن است ، و چون همهء قرائن و دلائل جامعه‌شناسى عينيّت جامعه را تأييد مىكند ، پس نقطهء مقابل را بايد منتفى شده دانست .
هامش
( 1 ) . مائده / 105 .