تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
ظرف خالى بدانيم و تمام شخصيّت انسانى فرد - عقل فردى و ارادهء فردى - را كه مبناى اختيار اوست پرتوى از تجلّى عقل جمعى و ارادهء جمعى بدانيم و معتقد گرديم كه روح جمعى است كه براى راه يافتن به مقاصد جمعى خود به صورت يك فريب فردى در فرد ظهور كرده است ، و بالأخره اگر اصالت جمعى محض بينديشيم ، جايى براى تصوّر آزادى و اختيار فرد در امور اجتماعى باقى نخواهد ماند . « اميل دوركهايم » جامعه‌شناس معروف فرانسوى كه تا اين حد اصالت الاجتماعى مىانديشد مىگويد : امور اجتماعى ( و در حقيقت امور انسانى ، بر خلاف امورى از قبيل خوردن و خوابيدن كه به جنبهء حيوانى و زيست‌شناسى انسان مربوط است ) محصول جامعه‌اند نه محصول فكر و ارادهء فرد ، و داراى سه خصلت مىباشند : بيرونى بودن ، جبرى بودن ، عمومى بودن . از آن جهت بيرونى شمرده مىشوند كه از بيرون وجود فرد ، يعنى از جامعه ، بر فرد تحميل مىشوند و پيش از آنكه فرد وجود داشته باشد در جامعه وجود داشته و فرد تحت تأثير جامعه آن را پذيرفته است . پذيرش فرد آداب ، رسوم اخلاقى و اجتماعى ، مذهب و امثال اينها را از اين قبيل است . و از آن جهت جبرى هستند كه خود را بر فرد تحميل مىكنند و وجدان و قضاوت و احساس و انديشه و عاطفهء فرد را به شكل و رنگ خود درمىآورند . و اجبارى بودن ، مستلزم عمومى بودن و همگانى بودن است . ولى اگر نظريّهء سوّم را بپذيريم ، هم فرد را اصيل بدانيم و هم جامعه را هر چند جامعه نيرويى دارد غالب بر نيروى افراد ، مستلزم مجبور بودن افراد در مسائل انسانى و امور اجتماعى نيست . جبر دوركهايمى ناشى از آن است كه از اصالت فطرت انسانى كه ناشى از تكامل جوهرى انسان در متن طبيعت است غفلت شده است . اين فطرت به انسان نوعى حرّيت و امكان و آزادى مىدهد كه او را بر عصيان در برابر تحميلات اجتماع توانا مىسازد . اين است كه در رابطهء فرد و جامعه نوعى « امر بين الامرين » حكمفرماست . قرآن كريم در عين اينكه براى جامعه ، طبيعت و شخصيّت و عينيّت و نيرو و حيات و مرگ و اجل و وجدان و طاعت و عصيان قائل است ، صريحا فرد را از نظر امكان سرپيچى از فرمان جامعه توانا مىداند . تكيهء قرآن بر آن چيزى است كه آن را « فطرة اللّه » مىنامد و مىخواند . در سورهء نساء آيهء 97 دربارهء گروهى كه خود را « مستضعفين » و ناتوانان در جامعهء مكّه مىناميدند و استضعاف خود را عذرى براى