تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠

4 . خود آگاهى طبقاتى

خود آگاهى طبقاتى يك شكل از اشكال مختلف خود آگاهى اجتماعى است . خود آگاهى طبقاتى ، يعنى آگاهى به خود در رابطه‌اش به طبقهء اجتماعى كه با آنها زيست مىكند . در جامعه‌هاى طبقاتى ، خواه‌ناخواه هر فرد در يك قشر خاص و يك طبقهء خاص از نظر زندگى و برخورداريها و محروميّتها قرار دارد . درك موضع طبقاتى و مسئوليّت طبقاتى ، خود آگاهى طبقاتى است . بلكه بر اساس برخى نظريّه‌ها انسان ماوراى طبقه‌اى كه در آن است « خود » ى ندارد ، خود هر كسى « وجدان » اوست ، مجموعهء احساسها ، انديشه‌ها ، دردها و گرايشهاى اوست و اينها همه در « طبقه » شكل مىگيرد . اين است كه به عقيدهء اين گروه ، انسان نوعى فاقد « خود » است ، يك موجود انتزاعى است نه عينى ، موجود عينى در طبقه تعيّن مىيابد ، انسان وجود ندارد ، اشراف يا توده وجود دارد ، تنها در جامعهء بىطبقه است كه اگر واقعيّت يابد ، انسان واقعيّت پيدا مىكند ، پس در جامعهء طبقاتى ، خود آگاهى اجتماعى منحصر است به خود آگاهى طبقاتى . خود آگاهى طبقاتى ، طبق اين بيان ، مساوى است با « سود آگاهى » زيرا بر اين فلسفه مبتنى است كه حاكم اصلى بر فرد و زير بناى شخصيّت فرد ، منافع مادّى است ، همچنانكه در ساختمان اجتماع ، نهاد اساسى و زير بنا نهاد اقتصادى است و آن چيزى كه به افراد يك طبقه « وجدان مشترك » ، « ذوق مشترك » ، « قضاوت مشترك » مىدهد ، زندگى مادّى مشترك و سود مشترك است . زندگى طبقاتى بينش طبقاتى مىدهد و بينش طبقاتى سبب مىشود كه انسان ، جهان و جامعه را از آن دريچهء خاص ببيند و با عينك خاص مشاهده كند و از ديدگاه طبقاتى تفسير نمايد . درونش خواه‌ناخواه درد طبقاتى ، و تلاش و جهت‌گيرى اجتماعىاش طبقاتى خواهد بود . ماركسيسم به چنين خود آگاهىاى معتقد است . اين نوع خود آگاهى را مىتوان « خود آگاهى ماركسيستى » ناميد .