دانش و وفا و فهم معنى هستى و حيات و سرنوشت آدمى مىخواند و آنان از او پياپى معجزه مىطلبند و غيبگويى و كرامت مىخواهند ، و خدا از زبان او با لحنى كه گويى چنين كارى از او هرگز انتظار نمىرود مىگويد : «
سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
» ( سبحان اللّه ! مگر من جز يك بشر فرستادهاى هستم ؟ ) » ( 1 ) .
آنچه بيشتر مورد استناد اين گروه واقع شده آيات 90 - 93 سورهء اسراء است كه مىفرمايد :
وَ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً . أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً . أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً أَوْ تَأْتِيَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبِيلًا . أَوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا
.
گفتند تو را تصديق نمىكنيم تا آنكه براى ما از زمين چشمهاى بشكافى ، يا تو را باغى از خرما و انگور باشد كه نهرها در آنها جارى سازى ، يا پارهاى از آسمان را چنان كه گمان مىبرى بر ما بيفكنى ، يا خدا و فرشتگان را روبروى ما حاضر سازى ، يا تو را خانهاى از طلا باشد ، يا به آسمان بر شوى ، و هرگز بالا رفتنت را گواهى نكنيم مگر آنكه نامهاى از آسمان بر ما نازل كنى . بگو منزّه است پروردگارم ، آيا من جز بشر فرستادهاى هستم ؟
مىگويند اين آيات نشان مىدهد كه مشركان از پيامبر معجزهاى ( غير از قرآن ) مىخواستند و پيامبر امتناع مىكرد .
ما ضمن تأييد بعضى از مطالبى كه نقل كرديم ، خصوصا آنچه در مزيّت معجزه بودن كتاب نسبت به ساير معجزات گفته شد ، متأسّفيم كه نمىتوانيم با همهء اين نظريّات موافق باشيم . آنچه از نظر ما قابل بحث است چند مسأله است :
1 . پيامبر اسلام معجزهاى غير از قرآن نداشته و در مقابل تقاضاى معجزهء غير از قرآن امتناع مىكرده و آيات سورهء اسراء دليل بر اين مطلب است .
هامش
( 1 ) . دكتر على شريعتى : اسلامشناسى ، ص 502 - 506 .