جايى نرسد و دانشآموز بتواند كلاس بالاتر را ادامه دهد ، بلكه تنها با داشتن آن معلومات و از دست ندادن آنهاست كه مىتوان كلام بالاتر را ادامه داد .
سرّ مطلب اين است كه گاهى مقدّمه مرتبهء ضعيفى از ذى المقدّمه است و گاهى نيست . نردبان از مراتب و درجات پشت بام نيست ، همچنانكه سنگ وسط نهر از مراتب و درجات بودن در آن طرف نهر نيست ، ولى معلومات كلاسهاى پايين و معلومات كلاسهاى بالا مراتب و درجات يك حقيقتاند .
ارزشهاى اخلاقى و اجتماعى نسبت به معرفت حق و پرستش حق ، از نوع دوّم است . چنين نيست كه اگر انسان به معرفت كامل حق و پرستش حق رسيد ، وجود و عدم راستى ، درستى ، عدل ، كرم ، احسان ، خير خواهى ، جود ، عفو على السّويه است ، زيرا اخلاق عالى انسان نوعى خدا گونه بودن است ( تخلّقوا باخلاق اللّه ) ( 1 ) و در حقيقت ، درجه و مرتبهاى از خداشناسى و خداپرستى است و لو به صورت ناآگاهانه ، يعنى علاقهء انسان به اين ارزشها ناشى از علاقهء فطرى به متّصف شدن به صفات خدايى است هر چند خود انسان توجّه به ريشهء فطرى آنها نداشته باشد و احيانا در شعور آگاه خود منكر آن باشد . اين است كه معارف اسلامى مىگويد دارندگان اخلاق فاضله از قبيل عدالت ، احسان ، جود و غيره هر چند مشرك باشند اعمالشان در جهان ديگر بىاثر نيست . اين گونه افراد اگر كفر و شركشان از روى عناد نباشد به نوعى در جهان ديگر مأجورند . در حقيقت اين گونه اشخاص بدون آنكه خود آگاه باشند ، به درجهاى از خداپرستى رسيدهاند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) . جامع الاسرار سيّد حيدر آملى / ص 363 .
( 2 ) . رجوع شود به بخش آخر كتاب عدل الهى از مؤلف .