قرآن كريم از طرفى مىگويد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ، وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً
( 1 ) .
اى پيامبر ! ما تو را گواه ( گواه امّت ) و نويد دهنده و اعلام خطركننده و دعوتكننده به سوى خدا به اذن و رخصت خود او ، و چراغى نورده فرستاديم .
در ميان همهء جنبههايى كه در اين آيه آمده است ، پيداست كه « دعوت به سوى خدا » تنها چيزى است كه مىتواند هدف اصلى به شمار آيد .
از ظرف ديگر دربارهء همهء پيغمبران مىگويد :
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ . . .
( 2 )
ما پيامبران خويش را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و معيار فرود آورديم تا مردم عدل و قسط را بپادارند . . .
اين آيه صريحا بپاداشتن عدل و قسط را هدف رسالت و بعثت پيامبران معرّفى كرده است .
دعوت به خدا و شناختن او و نزديك شدن به او يعنى دعوت به توحيد نظرى و توحيد عملى فردى ، امّا اقامهء عدل و قسط در جامعه يعنى برقرار ساختن توحيد عملى اجتماعى . اكنون پرستش به اين صورت مطرح است : آيا هدف اصلى پيامبران خداشناسى و خداپرستى است و همه چيز ديگر و از آن جمله عدل و قسط اجتماعى مقدّمهء اين است ، و يا هدف اصلى برپا شدن عدل و قسط است ، شناختن خدا و پرستش او مقدّمه و وسيلهاى است براى تحقّق اين ايدهء اجتماعى ؟ و اگر بخواهيم با زبانى كه در گذشته سخن گفتيم مطرح كنيم ، بايد اين طور مطرح كنيم : آيا هدف اصلى ، توحيد نظرى و توحيد عملى فردى است يا هدف اصلى ، توحيد عملى اجتماعى است ؟ در اينجا چند گونه مىتوان نظر داد :
هامش
( 1 ) . احزاب / 45 و 46 .
( 2 ) . حديد / 25 .