نتيجه
نتيجهاى كه عملًا از بررسى علل و عوامل گرايشهاى مادّى بايد بگيريم چيست ؟
مجدّدا بايد اعتراف كنم كه مدّعى نيستم اين بررسى يك بررسى جامع و كامل است . ممكن است علل و عواملى از نظر من پنهان مانده باشد . ممكن است در ارزيابى بعضى عاملها اشتباه كرده باشم . مسلّماً ديگران كه جريان تاريخ را با زيربناهاى اقتصادى توجيه مىكنند ، به شكل ديگر اين حوادث را تعليل مىنمايند و آينده را هم به شكلى ديگر پيشبينى مىكنند . ما هر چند مطالعات خود را براى اظهار نظر قطعى دربارهء علل و عوامل گرايشهاى مادّى كافى نمىدانيم و خود را نيازمند به بررسى دقيقتر و كاملترى مىدانيم ، امّا حاضر هم نيستيم از ديگران تقليد كنيم و چشم بسته تسليم گفتههاى آنها بشويم .
اكنون ببينيم از نظر علاقهمندان به بسط و اشاعهء كلمهء توحيد كه نجات انسانيّت را در گرو خداشناسى و خداپرستى مىدانند ، معنويّت را از ضرورتهاى زندگى فردى و اجتماعى انسان مىشناسند ، اذعان دارند بشريّت منهاى معنويّت اميدى به بقايش نيست ، خودش را و تمدّنش را و زمينى را كه بر آن قرار گرفته به دست خود نابود خواهد ساخت - آرى ، از نظر اين افراد - چاره چيست و چه بايد كرد ؟