پيامبران و پيشوايان دينى نشستند و مردم به غلط ، اينها را كه روحيّهاى بر ضدّ روحيّهء پيامبران و امامان و تربيتشدگان واقعى آنها داشتند - و اگر تشابهى در كار بود اندكى در قيافه و لباس بود - نماينده و مظهر و جانشين آنها دانستند .
بديهى است كه اينها مفاهيم دينى را آنچنان توجيه كرده و مىكنند كه تكليفى براى خودشان ايجاد و ايجاب نكند و با عافيت طلبى كوچكترين تضاد و تصادمى نداشته باشد . دانسته و يا ندانسته مفاهيمى از دين را تغيير دادند و عليه خود دين به كار بردند .
در شيعه مفهوم معقول و خردمندانهاى وجود دارد كه هم قرآن آن را تأييد مىكند و هم خرد ، و آن مفهوم « تقيّه » است . تقيّه عبارت است از تاكتيك معقول به كار بردن در مبارزه براى حفظ بهتر و بيشتر نيروها . بديهى است كه هر فردى ، چه از نظر جانش و چه از نظر امكانات اقتصادىاش و چه از نظر حيثيّات اجتماعىاش ، براى جبههاى كه در آن جبهه پيكار مىكند يك نيرو است ، يك سرمايه است . حدّ اكثر كوشش براى حفظ اين نيروها و سرمايهها بايد به كار برده شود . چرا نيروها بىجهت هدر برود ؟
چرا قدرتها بىجهت ضعيف گردد ؟ بايد جبهه هر چه بيشتر قوى و نيرومند بماند .
تقيّه نوعى سپر به كار بردن است در مبارزه . اين كلمه از مادّهء « وقى » است كه به معنى نگهدارى است . وظيفهء يك فرد مبارز در مبارزه تنها اين نيست كه حريف را بكوبد ؛ خود نگهدارى تا حدّ امكان نيز وظيفهء مبارز است . تقيّه يعنى هر چه بيشتر زدن و هر چه كمتر خوردن . به هر حال ، تقيّه تاكتيك معقول و خردمندانهاى است در مبارزه .
ولى امروز مىبينيم كه اين كلمه از مفهوم اصلى خود بكلّى تهى گشته و مفهوم ضدّ مبارزه به خود گرفته است . از نظر عافيت طلبان ، تقيّه يعنى از ميدان به در رفتن و صحنه را به دشمن واگذار كردن ، و در مقابل ، به جرّ و بحث و هو و جنجال پرداختن .
امّا چگونه شد كه مادّيين اين سنگر را اشغال كردند ؟ ممكن است گفته شود علّت اينكه مادّيين اين سنگر را اشغال كردند ، اين بود كه الهيّون تخليه كردند . ولى اين گفته صحيح نيست ؛ علّت ديگرى در كار است .
در اين جهت كليسا بيش از همه مسئول است . در غرب - همچنانكه قبلًا اشاره شد - از يك طرف مفاهيم نامعقولى دربارهء خدا و جهان ديگر و عيسى مسيح عرضه شد كه افكار حرّ و آزاد و روشن نمىتوانستند بپذيرند . آنچه هم به عنوان حكمت الهى عرضه مىشد كه وابسته به كليسا بود نيز همين طور ؛ به اضافهء اينكه نوعى ارتباط
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 578
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧٨