تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ
( 1 ) . خداوند دوست مىدارد مردمى را كه در راه او پيكار مىكنند در حالى كه صفى رويين بنيان به وجود آورده‌اند . در جاى ديگر خواسته‌هاى قهرمانانه و پرخاشگرانهء آنها را اينچنين منعكس مىكند :
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ
( 2 ) . پروردگارا ! ظرف قلوب ما را از نيروى پايدارى و خويشتن‌دارى لبريز فرما ؛ قدمهاى ما را ثابت بدار و ما را بر كافران پيروزى ده . منحصر به اين آيات نيست ، فراوان است . آيا از اين بيشتر و بهتر حماسه مىتوان يافت ؟ سراسر قرآن ، حماسهء پيكار و جهاد و امر به معروف و نهى از منكر است . با اين حال ، چگونه است كه سنگر انقلاب و پرخاشگرى از الهيّون گرفته شده و ماترياليستها اين سنگر را تصاحب كرده‌اند ؟ آنچه مايهء تعجّب است اين است كه حتّى پيروان قرآن نيز اين سنگر را از دست داده‌اند . از كليسا تعجّبى نيست . كليسا قرنها قرآن و اسلام و پيامبر گرامى اسلام را مورد طعن و شماتت قرار داد كه چرا پا از گليم رهبانيّت و صومعه‌نشينى درازتر كرده است ؟ چرا با ستمگران زمان به نبرد برخاسته است ؟ چرا عليه قدرتهاى دنيوى بپاخاسته است ؟ چرا كار قيصر را به قيصر و كار خدا را به خدا وانگذاشته است ؟ امّا الحقّ از مدّعيان پيروى قرآن جاى تعجّب است . به عقيدهء ما خالى كردن اين سنگر از طرف خداپرستان و همچنين اشغال اين سنگر به وسيلهء پيروان مكتب مادّى ، هر كدام علّت جداگانه دارد . اين سنگر از طرف خداپرستان آنگاه خالى شد كه در مدّعيان پيشوايى دينى ، روح عافيت طلبى پديد آمد . و به عبارت صحيح‌تر ، اين پديده از آن وقت رخ داد كه مردمى عافيت طلب و اهل زندگى روزمرّه و به تعبير خود دين ، مردمى اهل دنيا ، به جاى
هامش
( 1 ) . صف / 4 . ( 2 ) . بقره / 250 .