محيط اخلاقى و اجتماعى نامساعد
علّت ديگر گرايشهاى مادّى اين است كه جوّ روحى و اخلاقى انسان با انديشهء خداشناسى و خداپرستى نامساعد باشد . خداشناسى و خداپرستى طبعاً مستلزم يك نوع تعالى روحى خاصّى است ؛ بذرى است كه در زمينهاى پاك رشد مىكند . زمينهاى فاسد و شورهزار ، اين بذر را فاسد مىكند و از ميان مىبرد . اگر انسان در عمل ، شهوتران و مادهپرست و اسير شهوات گردد ، تدريجاً افكار و انديشههايش هم به حكم اصل انطباق با محيط ، خود را با محيط روحى و اخلاقى او سازگار مىكنند ، يعنى انديشههاى متعالى خداشناسى و خداپرستى و خدادوستى جاى خود را به افكار پست مادّيگرى و اينكه هستى لغو و بيهوده است ، حساب و كتابى در كار عالم نيست ، دم غنيمت است و امثال اينها مىدهد .
هر فكر و انديشهاى براى اينكه رشد كند و باقى بماند ، زمينهء روحى مساعدى مىخواهد . چقدر زيبا و عالى در آثار دينى گفته شده است كه :
لا يدخل الملائكة بيتا فيه كلب او صورة كلب ( 1 ) .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 2 / ص 486 .