بازهم دليلى بر وجود بارى تعالى كه كمال مطلق و غنى بالذّات و واجب الوجود است ( بر حسب فرض ) نمىشود ، زيرا اين برهان آنگاه دليل بر وجود ذات بارى تعالى است كه ثابت كند علاوه بر اينكه اين جهان كاملترين جهان ممكن است و بهتر از آن فرض نمىشود ، اوّلين جهانى است كه خداوند آفريده و خداوند قبلًا تجربهاى در كار خلقت نداشته و تدريجاً صنعت خود را تكميل نكرده و بعلاوه از هيچ صنعت ديگر هم تقليد نكرده است . ولى هيچ يك از اينها ثابت شدنى نيست . از كجا معلوم كه صانع اين عالم ، اين صنعت را از جاى ديگر تقليد نكرده است ؟ و از كجا معلوم كه خودش در سراسر ازل ، صنعت عالمسازى را تكرار و تجربه نكرده و تدريجاً به اين پيشرفت عظيم در صنعت نائل نشده است ؟
ه . گذشته از همهء اينها در جهان موجود ، نقصها و بديها و زشتيها ديده مىشود كه با حكمت بالغهء الهيّه جور نمىآيد از قبيل طوفانها ، زلزلهها ، بيماريها و غيره .
اينها خلاصهاى است از ايرادهاى هيوم كه ما به زبانى نسبتاً شرقى آنها را تقرير كرديم .
اكنون به بررسى اين ايرادها بپردازيم :
1 اينكه آقاى هيوم پنداشته است كه برهان نظم ماهيّت تجربى دارد ، مانند همهء برهانهاى تجربى ديگر ، اشتباه است . براهين تجربى در مواردى است كه بخواهيم رابطهء يك پديدهء محسوس را با يك پديدهء قابل احساس ديگر كشف نماييم . به عبارت ديگر ، برهان تجربى تنها در مورد كشف رابطه ميان دو جزء از طبيعت مىتواند جارى باشد ، نه در مورد كشف رابطه ميان طبيعت و ماوراى طبيعت . به عبارت ديگر ، تجربه آنجا ميسّر است كه پديدهاى را در طبيعت مشاهده مىكنيم و مىخواهيم علّت يا علل آن پديده را با آزمايش كشف كنيم و يا مىخواهيم آثار و نتايج و معلولات آن را به دست آوريم . مثلًا با تجربه ، رابطهء ميان حرارت آب و بخار شدنش و يا رابطهء ميان سردى آب و منجمد شدنش را مىيابيم . وقتى كه دو عامل را در پى يكديگر ديديم و از دخالت عاملى ديگر هم مطمئن شديم ، حكم مىكنيم كه يكى از اين دو علّت ديگرى است . پس شرط تجربى بودن يك رابطه اين است كه هر دو طرف رابطه ، قابل احساس و تحت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 543
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٤٣