از نظر فلاسفه ، صدفه و اتّفاق ، و به تعبيرى ديگر تصادف ، به هيچ وجه وجود ندارد و آنچه بشر آن را به نام تصادف مىنامد ، واقعاً از نوع تصادف نيست ؛ با ساير علل و معلولات و مقدّمات و نتايج ، كوچكترين تفاوتى از لحاظ ماهيّت ندارد .
كلمهء تصادف در دو مورد استعمال مىشود :
يكى در مورد پيدايش حادثهاى بدون علّت فاعلى . يعنى اينكه فرض كنيم پديدهاى كه نبود و پديد شد ، خودبخود و بدون تأثير هيچ عاملى پديد شد . اين نوع از تصادفات از طرف همهء مكتبها ، اعمّ از الهى و مادّى ، مردود است . مادّيين نيز در خلقت عالم چنين فرضى را نمىپذيرند . اين نوع از تصادف از محلّ بحث فعلى ما نيز خارج است . كسانى كه مدّعى هستند كه تغييرات اندام حيوانها تصادفى بوده است ، منظورشان اين نوع از تصادف نيست .
مورد ديگر استعمال اين كلمه اين است كه فرض شود نتيجهاى از مقدّمهاى پيدا شود كه مقدّمهء او نيست و از مقدّمهاى نتيجهاى پيدا شود كه آن نتيجه ، نتيجهء اين مقدّمه نيست ، بلكه نتيجهء طبيعى مقدّمات ديگر است كه وجود نيافته است . مثلًا اگر شما از تهران سوار اتومبيل شويد و راه تهران - قم را پيش بگيريد و بعد از دو سه ساعت به قم برسيد ، هرگز نمىگوييد با اتومبيل در اين راه ، راه افتادم و تصادفاً به قم رسيدم ، زيرا لازمهء طبيعى اين نوع سير و حركت ، رسيدن به قم است . ولى اگر دوستى قديمى داشته باشيد كه سالهاست او را نديدهايد و در وقتى كه به قم مىرويد ابدا در فكر او و در جستجوى او نيستيد ، همينكه در بين راه تهران و قم به علىآباد رسيديد براى رفع خستگى پياده شديد و در كنار يك ميز ، يك صندلى خالى يافتيد و رفتيد كه بنشينيد ناگهان رفيق خودتان را ديديد كه بيست سال بود نديده بوديد و معلوم شد در شيراز بوده و مىآمده به تهران و او هم براى رفع خستگى آمده لحظهاى بنشيند و با شما برابر شده است ، در اينجا هر دو نفر مىگوييد در بين راه قم و تهران تصادفاً به هم رسيديم .
اينكه هر دو نفر اين ملاقات را تصادف تلقّى مىكنيد ، از اين جهت است كه لازمهء طبيعت كلّى حركت از قم به تهران و از تهران به قم چنين برخوردى نيست . اگر لازمهاش اين بود ، بايد هر وقت و هر زمان و در هر شرايطى كه شما از تهران به قم حركت كنيد ، چنين برخوردى دست دهد و حال آنكه چنين نيست ؛ تنها اين سفر كه سفرى خاص بوده و در زمانى خاص صورت گرفته است و مقرون به شرايط خاصّى بوده است ، اين نتيجه را به بار آورده است و به همين جهت اين ملاقات نه براى شما و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 520
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٢٠