تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
پيش‌بينى نبوده پس خدايى نيست . بعلاوه اگر اشياء با اراده و مشيّت ازلى به وجود آمده باشند ، لازم است آناً و دفعتاً به وجود آيند ، زيرا ارادهء خداوند مطلق و بلامانع و غير مشروط است . لازمهء ارادهء مطلق و بلامانع و غير مشروط اين است كه هر چيزى را كه بخواهد ، بدون يك لحظه فاصله به وجود آيد . لهذا در كتب مذهبى آمده است : « امر الهى چنان است كه چون چيزى را بخواهد و بگويد باش ، بلافاصله آن چيز وجود مىيابد » . پس اگر جهان و موجودات جهان به وسيلهء اراده و مشيّت الهى به وجود آمده باشند ، لازم مىآيد كه جهان به هر شكل و هر وضعى كه در نهايت امر بايد موجود گردد ، از همان اوّل موجود گردد . نتيجهء اين دو بيان - كه يكى مربوط به علم ازلى بود و ديگرى مربوط به مشيّت ازلى - اينكه اگر خدايى در جهان باشد ، هم علم ازلى هست و هم مشيّت ازلى ، و مقتضاى علم ازلى و همچنين مقتضاى مشيّت و ارادهء ازلى اين است كه اشياء دفعتاً به وجود آمده باشند . پاسخ اين است كه نه نتيجهء علم ازلى ، دفعى الوجود بودن اشياء است و نه نتيجهء اراده و مشيّت ازلى ، و نه حتّى الهيّون جهان و يا كتب مذهبى اين مسأله را اينچنين طرح كرده‌اند . در كتب مذهبى آمده است كه خداوند آسمانها را در شش روز آفريد . مراد از اين روزها هر چه باشد ، خواه مراد شش دوره است و يا مراد شش روز ربوبى است كه هر روزش برابر است با هزار سال و يا مراد شش روز معمولى يعنى معادل 144 ساعت است ، به هر حال از اين جمله « تدريج » فهميده مىشود . هيچ‌گاه الهيّون اين مسأله را طرح نكرده‌اند كه علم ازلى و يا مشيّت مطلقهء ازلى ايجاب مىكرده كه آسمانها در يك لحظه و يك آن آفريده شود . پس چگونه است كه در كتب مذهبى آمده است كه تدريجاً و در طول يك زمان معيّن آفريده شده است ؟ و نيز قرآن كريم با كمال صراحت خلقت تدريجى جنين را در رحم مطرح مىكند و آن را به عنوان دليلى بر معرفت خدا ياد مىنمايد . احدى تاكنون نگفته است لازمهء علم ازلى و مشيّت ازلى - كه چون به چيزى تعلّق بگيرد و بگويد باش ، موجود مىشود - اين است كه جنين در يك لحظه متكوّن گردد . اين از نظر كتب مذهبى . امّا از نظر فلسفى اينكه گفته شد لازمهء علم ازلى اين است كه تصادف به هيچ وجه نقش مؤثّرى نداشته باشد ، توضيحى را ايجاب مىكند .