اكنون ما وارد اين بحث مىشويم . مىخواهيم ببينيم آيا عقلًا و منطقاً ميان اين دو مسأله ضدّيت است يا عقلًا و منطقاً ضدّيتى نيست و نارسايى مفاهيم فلسفى اروپا توهّم ضدّيت را به وجود آورده است ؟ و به هر حال ، بايد ببينيم مادّيين كه ضدّيت فرض مىكردهاند از چه راه بوده است ؟
سخن اينها را به دو گونه مىتوان تقرير كرد : يكى به اين نحو كه با پيدايش نظريّهء تكامل ، مهمترين دليل الهيّون از دستشان گرفته مىشود . عمده دليل الهيّون بر وجود صانع عليم حكيم ، نظام متقن موجودات است . اين نظام متقن بالخصوص در جانداران يعنى گياهان و حيوانات نمودار است . اگر خلقت گياه و حيوان دفعى مىبود ، استدلال از راه نظام متقن موجودات صحيح بود ؛ زيرا عقلًا قابل قبول نبود كه موجودى بدون يك نظارت مدبّرانه آناً و دفعتاً موجود گردد ، در حالى كه به يك سلسله تشكيلات مجهّز است كه نشان مىدهد اين تشكّل و نظم و ارگانيزم به خاطر هدفهاى پيشبينى شده و در نظر گرفته شده به وجود آمده است . ولى اگر خلقت موجودات ، تدريجى و در طول زمان يعنى امتداد صدها ميليون سال صورت گرفته باشد ، به اين ترتيب كه كمكم با توالى قرون و تراكم نسلها وضع ساختمان موجودات به شكل حاضر درآمده باشد ، مانعى نيست كه اين تشكيلات دقيق به هيچ وجه پيشبينى نشده باشد ؛ يعنى قوّهء مدبّرى بر آن نظارت نداشته ، بلكه تنها تصادفات و انطباق قهرى با محيط ، منشأ اين نظامات و تشكيلات بوده باشد .
پس با قبول و ثبوت نظريّهء ترانسفورميسم عمده دليل الهيّون از دست آنها گرفته شد و همين كافى است كه كفّهء مادّيين بچربد و گروهى به آن طرف متمايل گردند .
ولى اين توجيه فى حدّ ذاته صحيح نيست . اگر اين سخن بر يك مكتب الهى جاندارى عرضه بشود ، فوراً پاسخ مىدهد كه اوّلًا دليل « اتقان صنع » را به عنوان تنها دليل بر وجود خدا محسوب داشتن غلط است و به عنوان عمده دليل ذكر كردن مبالغه است ؛ ثانياً نظام خلقت منحصر به ساختمان اعضاى حيوانات نيست تا گفته شود تكامل تدريجى جانداران براى توجيه وجود تصادفى آنها كافى است ؛ ثالثاً آنچه مهمّ است و جواب اصلى اين ايراد است ، اين است كه پيدايش تدريجى و تغييرات تصادفى ساختمان اندامهاى گياهان و حيوانات به هيچ وجه براى توجيه تشكيلات و نظامات دقيق اندامهاى آنها كافى نيست .
تغييرات تصادفى آنگاه مىتواند كافى شمرده شود كه فرض كنيم در اثر يك
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥١٦