تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 515

مساهمون:

ص٥١٥
كرده است . منظورم اين نيست كه « آدم » كه در قرآن آمده نام شخص نيست ، چون « سمبل » نوع انسان است - ابداً - قطعاً « آدم اوّل » يك فرد و يك شخص است و وجود عينى داشته است ؛ منظورم اين است كه قرآن داستان آدم را از نظر سكونت در بهشت ، اغواى شيطان ، طمع ، حسد ، رانده شدن از بهشت ، توبه و . . . به صورت سمبوليك طرح كرده است . نتيجه‌اى كه قرآن از اين داستان مىگيرد ، از نظر خلقت حيرت‌انگيز آدم نيست و در باب خداشناسى از اين داستان هيچ گونه نتيجه‌گيرى نمىكند ، بلكه قرآن تنها از نظر مقام معنوى انسان و از نظر يك سلسله مسائل اخلاقى ، داستان آدم را طرح مىكند . براى يك نفر معتقد به خدا و قرآن كاملًا ممكن است كه ايمان خود را به خدا و قرآن حفظ كند و در عين حال داستان كيفيّت خلقت آدم را به نحوى توجيه كند . امروز ما افرادى با ايمان و معتقد به خدا و رسول و قرآن را سراغ داريم كه داستان خلقت آدم را در قرآن به نحوى تفسير و توجيه مىكنند كه با علوم امروزى منطبق است . احدى ادّعا نكرده است كه آن نظريّه‌ها بر خلاف ايمان به قرآن است . ما خودمان وقتى آن نظريّه‌ها را در كتابهاى مربوط به اين موضوع مطالعه مىكنيم در آنها نكات قابل توجّه و تأمّل زيادى مىبينيم ، هر چند صد در صد قانع نشده‌ايم . به هر حال ، اين گونه مطالب را بهانهء انكار قرآن و مذهب قرار دادن تا چه رسد بهانهء انكار خدا قرار دادن ، بسيار دور از انصاف علمى است . رابعاً فرضاً قبول كرديم كه ظواهر آيات مذهبى غير قابل توجيه است و از نظر علمى هم تسلسل انسان از حيوان ، قطعى است ؛ حدّ اكثر اين است كه انسان ايمان خود را به كتب مذهبى از دست بدهد ، چرا ايمان خود را به خدا از دست بدهد ؟ اوّلًا شايد مذاهبى در جهان پيدا شوند كه دربارهء خلقت انسان ، به صراحت تورات ، اصل انسان را مستقيماً از خاك ندانند . ثانياً چه ملازمه‌اى هست ميان قبول نداشتن يك يا چند يا همهء مذاهب و ميان قبول نداشتن خدا ؟ همواره در جهان افرادى بوده و هستند كه به خداوند ايمان و اعتقاد دارند ولى به هيچ مذهبى پايبند نيستند . از مجموع آنچه گفتيم معلوم شد فرض تضاد ميان مندرجات كتب مذهبى و اصل تكامل ، عذرى براى گرايش به مادّيگرى محسوب نمىشود ؛ مطلب چيز ديگرى است . حقيقت آن است كه مادّيين اروپا خيال مىكرده‌اند كه فرضيّهء تكامل عقلًا و منطقاً با مسألهء خدا سازگار نيست - اعمّ از آنكه با مذهب سازگار باشد يا نباشد - بدين جهت اظهار مىداشتند كه با قبول اصل تكامل ، مسألهء خدا منتفى است .