تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
امر جنبهء تاريكى از رنسانس را نشان مىدهد كه معمولًا فريبندگى آن از چيزهاى ديگرى كه معمولا دربارهء اين دوره گفته مىشود كمتر است ، ولى دانستن آن براى فهم صحيح حوادث اين دوره ضرورت دارد . رنسانس دورهء طلايى هنر و ادبيّات بود ، ولى در عين حال ، دورهء عدم تسامح دينى و قساوت و بيرحمى نيز بود . نامردمى آن دوره به اندازه‌اى است كه جز در زمان حاضر در هيچ دوره‌اى چنين نبوده است . » ( 1 ) مذهب كه مىبايست دليل هدايت و پيام‌آور محبّت باشد ، در اروپا به اين صورت درآمد كه مشاهده مىكنيم . تصوّر هر كس از دين و خدا و مذهب ، خشونت بود و اختناق و استبداد . بديهى است كه عكس العمل مردم در مقابل چنين روشى جز نفى مذهب از اساس و نفى آن چيزى كه پايهء اوّلى مذهب است ، يعنى خدا ، نمىتوانست باشد . هر وقت و هر زمان كه پيشوايان مذهبى مردم - كه مردم در هر حال آنها را نمايندهء واقعى مذهب تصوّر مىكنند - پوست پلنگ مىپوشند و دندان ببر نشان مىدهند و متوسّل به تكفير و تفسيق مىشوند ، مخصوصاً هنگامى كه اغراض خصوصى به اين صورت در مىآيد ، بزرگترين ضربت بر پيكر دين و مذهب به سود مادّيگرى وارد مىشود .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 303 .