بر 31912 تن سوخته و 291450 تن محكوم به مجازاتهاى سنگين تخمين زده شده است . » ( 1 )
جرج سارتون متخصّص و قهرمان معروف تاريخ علم ، در كتاب شش بال علم بحثى تحت عنوان « جادوگرى » باز كرده است و نشان مىدهد كه كليسا به نام مبارزه با جادوگرى چه جناياتى مرتكب شده است . مىنويسد :
« . . . علماى الهى و دين ، آگاهانه يا ناآگاه ، زندقه را با جادوگرى يكى تصوّر مىكردند . آدمى زود به اين نتيجه مىرسد كه كسانى كه با او توافق ندارند مردم بدى هستند . جادوگران مردان يا زنانى بودند كه روح خود را به شيطان فروخته بودند . با فرض اينكه زنديقان و بددينان نيز رابطهاى با شيطان دارند ، تنبيه كردن و عذاب دادن به آنها به سهولت جايز شمرده مىشد و مردمى كه در دين خود مستقيم بودند ، ممكن بود با خود بگويند كه اين ماجراجويان و آشوبگران ، جادوگرند و بايد به همين صورت با ايشان معامله شود ؛ نه شايستهء آنند كه ايمان صحيح داشته باشند و نه آنكه مورد عفو قرار گيرند . »
جرج سارتون از كتابى به نام چكش ساحران نام مىبرد كه توسّط دو نفر كشيش دومينيكى به اشارهء پاپ اينوسنت هشتم ( پاپ 1484 - 1492 ميلادى ) نوشته شد و در حقيقت ، دستور العمل تفتيش عقايد متّهمان به زندقه و جادوگرى بود . مىگويد :
« كتاب چكّش دستور العملى براى راهنمايى بازرسان عقايد مردم بود و جزئيات طرز كشف و محكوم كردن و به مجازات رساندن ساحران در آن ديده مىشود . . . ترس از جادوگران علّت اصلى كشتن ايشان بود و خود اين كشتن سبب زياد شدن ترس مىشد . در آن زمان يك بيمارى روانى تودهاى پيدا شده بود كه نظير آن تا عصر منوّر حاضر ديده نشد . صورتمجلس بعضى از آن محاكمات به دقّت ثبت شده و براى ما باقى مانده است . بازرسان عقيده مردم بدى نبودند ؛ خود را لا اقل از حدّ وسط مردم بهتر مىپنداشتند . مگر نه اين است كه لا ينقطع براى اعلاى كلمهء حقّ و نام خدا مىكوشيدند و كار مىكردند ؟ ! نيكولارمى بازرس عقيدهء « لورن » سبب آن شد كه نهصد جادوگر را در ظرف مدّت 15 سال ( 1575 - 1590 ) به آتش بسوزانند . وى مرد
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 360 .