نارسائى مفاهيم فلسفى غرب
دوّمين علّتى كه در مورد گرايشهاى مادّى دسته جمعى در جهان غرب بسيار قابل اهميّت است ، نارسايى مفاهيم فلسفى غرب است .
حقيقت اين است كه غرب در آنچه حكمت الهى ناميده مىشود ، بسيار عقب است و شايد عدّهاى نتوانند بپذيرند كه غرب به فلسفهء الهى مشرق و خصوصاً فلسفهء اسلامى نرسيده است . بسيارى از مفاهيم فلسفى كه در اروپا سر و صداى زيادى بپامىكند ، از جملهء مسائل پيش پا افتادهء فلسفهء اسلامى است . در ترجمههاى فلسفهء غربى به مطالب مضحكى برمىخوريم كه به عنوان مطالب فلسفى از فيلسوفان بسيار بزرگ اروپا نقل شده است ، و هم به مطالبى برمىخوريم كه مىبينيم فيلسوفان دچار برخى مشكلات در مسائل الهى بودهاند و نتوانستهاند آنها را حل كنند ؛ يعنى معيارهاى فلسفىشان نارسا بوده است . بديهى است كه اين نارساييها زمينهء فكرى را به نفع ماترياليسم آماده مىكرده است .
مشكل « علّت نخستين »
يكى از مسائلى كه خوب است به عنوان نمونه ذكر كنيم ، داستان فلسفى « علّت