تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
اين مطلب مطرح نيست كه آيا علّت حادثه آن است كه علم نشان مىدهد يا آن است كه فلسفه به صورت قوّه نشان مىدهد يا علّت حادثه آن است كه به نام خدا ناميده مىشود . پس در اينجا به امثال آقاى اگوست كنت بايد يادآور شد كه طرز تفكّر چهارمى در جهان بوده كه شما از آن بىخبريد .

خشونتهاى كليسا

تا اينجا نقش كليسا را در گرايش به مادّيگرى از نظر نارسايى مفاهيم الهى كليسايى بيان كرديم . كليسا از نظر ديگر نيز نقش مهمّى در سوق دادن مردم به ضدّ خدايى دارد كه از نارسايى مفاهيم الهى كليسايى بسى مؤثّرتر بوده است و آن تحميل عقايد و نظريات خاصّ مذهبى و علمى كليسا به صورت اجبار و سلب هرگونه آزادى عقيده در اين دو قسمت است . كليسا علاوه بر عقايد خاصّ مذهبى ، يك سلسله اصول علمى مربوط به جهان و انسان را كه غالباً ريشه‌هاى فلسفى يونانى و غير يونانى داشت و تدريجاً مورد قبول علماى بزرگ مذهب مسيح قرار گرفته بود ، در رديف اصول عقايد مذهبى قرار داد و مخالفت با آن « علوم رسمى » را جايز نمىشمرد ، بلكه به شدّت با مخالفان آن عقايد مبارزه مىكرد . ما فعلًا به مسألهء آزادى مذهب و عقايد مذهبى و اينكه اصول عقايد مذهبى اجباراً بايد آزادانه مورد تحقيق واقع شود و گرنه با روح مذهب كه هدايت و راهنمايى است منافى است ، كارى نداريم . اينكه اصول دين بايد تحقيقى باشد نه تقليدى و يا تحميلى ، تزى است كه اسلام طرفدار آن است ؛ بر خلاف مسيحيّت كه اصول دين را براى عقل ، « منطقهء ممنوعه » اعلام كرده است . خطاى عمدهء كليسا در دو جهت ديگر بود : يكى اينكه كليسا پاره‌اى معتقدات علمى بشرى موروث از فلاسفهء پيشين و علماى كلام مسيحى را در رديف اصول مذهبى قرار داد و مخالفت با آنها را موجب ارتداد دانست ؛ ديگر اينكه حاضر نبود صرفاً به ظهور ارتداد اكتفا كند و هر كس كه ثابت و محقّق شد مرتد است ، او را از جامعهء مسيحيّت طرد كند ، بلكه با نوعى رژيم پليسى خشن در جستجوى عقايد و