تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
طرح مىشود هيچ گونه سؤالى به وجود نمىآورد . خير ، مقصود اين نيست . اين مسأله مانند هر مسألهء ديگر هر چند مورد تأييد يك غريزهء فطرى باشد ، آنگاه كه در سطح تعقّل طرح مىشود ، طبعاً سؤالات و اشكالات و شكوك و شبهاتى براى مبتدى به وجود مىآورد و راه حلهاى لذّت‌بخشى هم در همان سطح دارد . علىهذا ما نمىخواهيم شكوك و شبهاتى كه واقعاً براى افرادى پيش مىآيد ناديده بگيريم و يا آنها را ناشى از خبث طينت و سوء سريرهء آنها بدانيم . خير ، چنين نيست . پيدايش شكوك و شبهات در اين زمينه آنگاه كه بشر مىخواهد همهء مسائل مربوط به اين موضوع را حل كند ، يك امر طبيعى و عادى است و همين شكوك است كه محرّك بشر به سوى تحقيق بيشتر است . و لهذا ما اين نوع شكوك را كه منجر به تحقيق بيشتر مىشود ، مقدّس مىشماريم ، زيرا مقدّمهء وصول به يقين و ايمان و اطمينان است . شك آنگاه بد است كه به صورت وسواس درآيد و آدمى را به خود سرگرم كند ، آنچنان كه مىبينيم بعضى افراد از اينكه مىتوانند در مسائل ترديد كنند لذّت مىبرند و آخرين منزل سير فكرى خود را ترديد و دودلى مىدانند . اين حالت ، حالت بسيار خطرناكى است ، بر خلاف حالت اوّل كه مقدّمهء كمال است . لهذا مكرّر گفته‌ايم كه شك ، گذرگاه خوب و لازمى است امّا توقّفگاه و سرمنزل بدى . بحث ما اكنون دربارهء افراد يا گروههايى است كه شك را توقّفگاه و آخرين منزل خويش ساختند . به عقيدهء ما ماترياليسم هر چند خود را يك مكتب جزمى معرّفى مىكند ، ولى جزء مكاتب شك است . منطق قرآن نيز دربارهء اينها همين است . قرآن مىگويد : « حدّ اكثر اين است كه دچار برخى شكوك و ظنون هستند ، ولى در عمل ، آن را به صورت جزم و علم و يقين در مىآورند . »

سابقهء تاريخى

اين طرز تفكّر چيز تازه و جديدى نيست . نبايد پنداشت كه پيدايش اين طرز تفكّر از نتايج تحوّلات علمى و صنعتى جديد است و در يكى دو قرن اخير براى اوّلين بار به وجود آمده است ، مانند بسيارى از نظريّات علمى كه در دورانهاى قبل نبود و سپس بشر بر آنها دست يافت . نه ، مسلّما گرايش مادّى بشر پديدهء مخصوص قرنهاى اخير نيست ، بلكه از جملهء افكار بسيار قديمى است . در تاريخ فلسفه مىخوانيم كه