ديالكتيك پيروى مىكرده است . يعنى ماترياليسم او ماترياليسم ديالكتيك بوده و همان فلسفه و منطق را داشته كه هزار سال بعد از او ماركس و انگلس با تكيه بر ماترياليسم فويرباخ و منطق هگل در جهان علم كردند ، و نه تنها شخصاً يك ماترياليست ديالكتيسين بوده ، درد خلق و رنج تودههاى زحمتكش را داشته و هدفش تشكيل حزب و جمعيّت براى واژگون كردن رژيم فئوداليسم حاكم و نهادهاى وابسته به آن بوده است .
از نظر ما مهمّ اين نيست كه بدانيم آيا يك نفر به نام حسين حلّاج وجود داشته و همهء قضايايى كه نسبت داده مىشود ، به يك نفر تعلّق دارد و يا دو نفر بودهاند : يكى عارف و مسلمان و پاك نهاد ، و هم او بوده كه انا الحقّ گفته ، و ديگرى مردى شعبدهباز و حيلهگر بوده كه با قرامطه ارتباط داشته است . و همچنين اين جهت براى ما مهمّ نيست كه بدانيم بر فرض اينكه يك نفر بوده نه دو نفر ، آيا او به عنوان يك فرد ، مؤمن و مسلمان بوده يا ملحد و ماترياليست . آنچه فعلًا براى ما مهمّ است اين است كه بدانيم اين آقايان مادّى مسلك معاصر چه اندازه در گفتههاى خود صداقت دارند و چه اندازه « علمى » مىانديشند ، و ديگر اينكه بدانيم ماترياليسم در ايران از نظر منطقى چه اندازه در تنگنا قرار گرفته كه به اين تشبّثات دست مىزند .
كتابى اخيراً به نام حلّاج منتشر شده و يكى از روزنامههاى ملّى ( ! ) بدون هيچ نظر خاصّى و بدون هيچ انگيزهء غير ملّى ( ! ) دو صفحه در دو روز به معرّفى و تقريظ بر اين كتاب اختصاص داد ! اين كتاب مدّعى است كه حلّاج در دورهء آخر عمر خود يك ماترياليست تمام عيار بوده است ، و مدّعى است كه افكار مترقّى ماترياليستى حلّاج همه در آن عده از آثار او بوده كه سوزانده شده و اثرى از آنها در دست نيست . ( امّا به چه دليل چنين افكارى در آن كتابها بوده است ، معلوم نيست . ) از نظر مؤلّف اين كتاب حالا كه آنها از بين رفته و اظهار نظرهاى گروههاى مختلف موافق و مخالف حلّاج همه مورد تخطئه قرار مىگيرد ، پس يگانه مدرك ، آثار منسوب به اوست كه باقى مانده است .
مؤلّف كتاب اقرار مىكند كه اشعار فارسى منسوب به حلّاج از او نيست . باقى مىماند كتاب طاسين الازل او كه مورد استناد ماسينيون است و ماسينيون به استناد آن اثر ، او را عارفى مسلمان و شهيد عرفان مىداند ، و ديگر اشعار عربى او . مؤلّف كتاب در انتساب طاسين الازل به حلّاج ترديد مىكند ؛ باقى مىماند اشعار عربى حلّاج كه در
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 455
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٥٥