برخى كتب مادّيين كه از طرف حزب تودهء ايران به زبان فارسى منتشر مىشد و يا به زبان عربى در مصر - مثلًا - منتشر شده بود آشنا شدم . كتابهاى دكتر تقى ارانى را هر چه مىيافتم به دقّت مىخواندم و چون در آن وقت به علّت آشنا نبودن با اصطلاحات فلسفى جديد فهم مطالب آنها بر من دشوار بود ، مكرّر مىخواندم و يادداشت برمىداشتم و به كتب مختلف مراجعه مىكردم . بعضى از كتابهاى ارانى را آن قدر مكرّر خوانده بودم كه جملهها در ذهنم نقش بسته بود . در سال 29 يا 30 بود كه كتاب اصول مقدّماتى فلسفهء ژرژ پوليتسر استاد دانشكدهء كارگرى پاريس به دستم رسيد . براى اينكه مطالب كتاب در حافظهام بماند ، همهء مطالب را خلاصه كردم و نوشتم . هم اكنون يادداشتها و خلاصههايى را كه از آن كتاب و كتاب ماترياليسم ديالكتيك ارانى برداشتهام ، دارم .
در سال 29 در محضر درس حضرت استاد ، علّامهء كبير آقاى طباطبايى روحى فداه كه چند سالى بود به قم آمده بودند و چندان شناخته نبودند ، شركت كردم و فلسفهء بوعلى را از معظّم له آموختم و در يك حوزهء درس خصوصى كه ايشان براى بررسى فلسفهء مادّى تشكيل داده بودند نيز حضور يافتم . كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم - كه در بيست سالهء اخير نقش تعيين كنندهاى در ارائهء بىپايگى فلسفهء مادّى براى ايرانيان داشته است - در آن مجمع پربركت پايهگذارى شد .
براى من كه با شور و شوق و علاقهء زائد الوصفى فلسفهء الهى و فلسفهء مادّى را تعقيب و مطالعه و بررسى مىكردم ، در همان سالها كه هنوز در قم بودم مسلّم و قطعى شد كه فلسفهء مادّى واقعاً فلسفه نيست و هر فردى كه عميقاً فلسفهء الهى را درك كند و بفهمد ، تمام تفكّرات و انديشههاى مادّى را نقش بر آب مىبيند و تا امروز كه بيست و شش سال از آن تاريخ مىگذرد و در همهء اين مدّت از مطالعهء اين دو فلسفه فارغ نبودهام ، روز به روز آن عقيدهام تأييد شده كه فلسفهء مادّى فلسفهء كسى است كه فلسفه نمىداند .
از همان اوايل كه به مطالعهء اين دو فلسفه پرداختم ، سعىام اين بود كه وجوه اختلاف اين دو فلسفه را دقيقاً و عميقاً درك كنم . مىخواستم بدانم راه اين دو فلسفه در كجا از هم جدا مىشود و نقطهء اصلى اختلاف نظر كجاست ؟ آنچه خودم در اين جهت مىفهميدم اين بود كه نقطهء اصلى اختلاف نظر ، دايرهء « وجود » و « واقعيّت » است .
مادّى ، واقعيّت و وجود را در انحصار آنچه مادّى است - يعنى در انحصار آنچه جسم و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 442
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٤٢