تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
محكها و معيارهاى اسلامى در بوتهء نقد قرار دادم . آنچه در اين كتاب دربارهء علل گرايش به مادّيگرى آمده ، در حقيقت ، نقد و بررسى گوشه‌اى از تاريخ عقايد و انديشه‌هاى بشرى است . تجزيه و تحليل وقايع تاريخى ، از اين جهت كه با عوامل پيچيده‌اى سر و كار دارد ، بسى دشوار است بويژه اگر به تحوّلات عقايد و انديشه‌ها مربوط باشد . اين بنده مدّعى نيست كه بحث جامع و مانعى در اين موضوع انجام داده است ، امّا اميدوار است راهى به مطلوب باز كرده باشد و ديگران با دقّت و فرصت و امكانات بيشتر به بررسى اين مسأله بپردازند ، كه با توجّه به جرياناتى كه در كشور ما مىگذرد ، فوق العاده ضرورى و حياتى است . ماترياليسم در عصر ما - خصوصاً در كشور ما - جامهء منطق را از خود دور كرده و به سلاح « تبليغ » مجهّز شده است ؛ از اين رو ابايى ندارد كه علل گرايشها و اعراضها از مادّيگرى را به گونه‌اى ديگر كه با هدفهاى از پيش تعيين‌شدهء سياسى و اجتماعى منطبق باشد ، توجيه و تفسير نمايد . موضوع اصلى بحث اين كتاب ، يعنى اثبات يا انكار خدا ، قطعا حسّاس‌ترين و شورانگيزترين موضوعى است كه از فجر تاريخ تاكنون انديشه‌ها را به خود مشغول داشته و مىدارد . موضع انسان در اين مسأله ، در تمام ابعاد انديشه‌اش و در جهان‌بينى او و ارزيابيهايش از مسائل و در جهت‌گيريهاى اخلاقى و اجتماعىاش تأثير و نقش تعيين‌كننده دارد . گمان نمىرود هيچ انديشه‌اى به اندازهء اين انديشه « دغدغه‌آور » باشد . هر فردى كه اندكى با تفكّر و انديشه سر و كار داشته است ، لااقل دوره‌اى از عمر خويش را با اين « دغدغه » گذرانده است . تا آنجا كه من از تحوّلات روحى خودم به ياد دارم از سنّ سيزده سالگى اين دغدغه در من پيدا شد و حسّاسيت عجيبى نسبت به مسائل مربوط به خدا پيدا كرده بودم . پرسشها - البتّه متناسب با سطح فكرى آن دوره - يكى پس از ديگرى بر انديشه‌ام هجوم مىآورد . در سالهاى اوّل مهاجرت به قم كه هنوز از مقدّمات عربى فارغ نشده بودم ، چنان در اين انديشه‌ها غرق بودم كه شديداً ميل به « تنهايى » در من پديد آمده بود . وجود هم حجره را تحمّل نمىكردم و حجرهء فوقانى عالى را به نيم‌حجره‌اى دخمه مانند تبديل كردم كه تنها با انديشه‌هاى خودم بسر برم . در آن وقت نمىخواستم در ساعات فراغت از درس و مباحثه به موضوع ديگرى بينديشم ، و در