اعمال انسانى را سبب تغييراتى و محو و اثباتهايى در عالم علوى و برخى الواح تقديرى و كتب ملكوتى بدانيم .
مگر نه اين است كه نظام سفلى و عينى ناشى از نظام علوى و علمى و منبعث از اوست ؟ مگر نه اين است كه عالم سفلى ، دانى است و عالم علوى ، عالى ؟ مگر نه اين است كه جهان ناسوت محكوم جهان ملكوت است ؟ حالا آيا ممكن است متقابلًا احياناً نظام سفلى و لا اقل قسمتى از آن ، يعنى عالم انسانى ، در نظام علوى و علمى اثر بگذارد و سبب تغييراتى بشود و لو آنكه خود همين تأثير نيز به موجب سرنوشت و به حكم قضا و قدر بوده باشد ؟ اينجاست كه سؤالات عجيب پشت سر هم خودنمايى مىكند . آيا علم خدا تغييرپذير است ؟ ! ! آيا حكم خدا قابل نقض است ؟ ! ! آيا دانى مىتواند در عالى اثر بگذارد ؟ ! ! جواب همهء اينها مثبت است . بلى ، علم خدا تغييرپذير است ؛ يعنى خدا علم قابل تغيير هم دارد . حكم خدا قابل نقض است ؛ يعنى خدا حكم قابل نقض هم دارد . بلى ، دانى مىتواند در عالى اثر بگذارد . نظام سفلى ، و مخصوصاً اراده و خواست و عمل انسان بلكه اختصاصاً اراده و خواست و عمل انسان ، مىتواند عالم علوى را تكان بدهد و سبب تغييراتى در آن بشود ، و اين عالىترين شكل تسلّط انسان بر سرنوشت است .
اعتراف مىكنم شگفتآور است ، امّا حقيقت است . اين همان مسألهء عالى و شامخ « بداء » است كه قرآن كريم براى اوّلين بار در تاريخ معارف بشرى از آن ياد كرده است :
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ .
( 1 ) .
خداوند هر چه را بخواهد [ كه قبلا ثبت شده است ] محو مىكند و هر چه را بخواهد [ كه قبلا ثبت نشده است ] ثبت مىكند و كتاب مادر [ اصل و مادر همهء كتابها و نوشتهها ] منحصرا نزد اوست .
در تمام سيستمهاى معارف بشرى سابقه ندارد ؛ در ميان فرق اسلامى تنها دانشمندانى از شيعهء اثنىعشريّه هستند كه در اثر اهتداء و اقتباس از كلمات ائمّهء اهل بيت ( عليهم السّلام ) توانستهاند به اين حقيقت پى ببرند و اين افتخار را به خود
هامش
( 1 ) . رعد / 39 .