اوّل در نظر داشتم همهء مطالب مربوط به عظمت و انحطاط مسلمين را در مقدّمهء اين رساله ذكر كنم ، ولى بعد ، از اين فكر منصرف شدم و تصميم گرفتم آن مطالب را مستقلّا رسالهاى قرار داده و در صدر اين سلسله مباحث قرار دهم ، زيرا ديدم اگر همهء مطالب لازم نوشته شود ، مفصّل خواهد شد و مقدّمه از اصل كتاب طولانىتر مىگردد ، و اگر رعايت اختصار شود به صورت ناقص در خواهد آمد . لهذا ترجيح دادم عجالتا در اين مقدّمه به همين اندازه كه نمونهاى از مطلب است ، قناعت كنم و تفصيل مطلب را بعد به صورت رسالهاى جداگانه درآورده ، مقدّمه و اوّلين شمارهء اين سلسله مباحث قرار دهم .
در اين رساله همهء مطالب و مسائل مربوط به سرنوشت و قضا و قدر ذكر نشده است ، زيرا هدف اصلى و عمده ، بررسى تأثير و عدم تأثير اين فكر و عقيده در انحطاط مسلمين است ؛ لهذا از ذكر قسمتهايى كه با اين جهت ارتباط ندارد و از جنبهء ديگر نيز ضرورتى براى ذكر آنها احساس نمىشد ، خوددارى شده است .
اين مسأله در ميان مسلمين سابقهء طولانى دارد ؛ از صدر اسلام در ميان مسلمين مطرح بوده ؛ مفسّرين ، متكلّمين ، فلاسفه ، عرفا و حتّى شعرا و ادبا دربارهء آن بحث كردهاند . بررسى سير اين مسأله در ميان اين طبقات ، خود مستلزم كتاب مستقلّى است . بعلاوه آيات و روايات زيادى كه نمونهء عمق معارف اسلامى است ، در اين مورد وارد شده است و همين آيات و روايات است كه راهنماى فلاسفهء اسلامى واقع شده و فلسفهء الهى اسلامى را بسى پرمايه و با طراوات كرده است كه با فلسفهء يونانى قبل از اسلام قابل مقايسه نيست و بررسى اين آيات و روايات خود مبحثى مفصّل و جالب است .
از اينها گذشته ، در معارف اسلامى مسائل و موضوعاتى مربوط به اين مبحث وجود دارد كه با در نظر گرفتن اصول برهانى از يك طرف و آثار نقلى از طرف ديگر ، بيان و توضيح آنها ساده نيست ؛ از آن جمله است
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 362
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٢