شدهاند . بعضى مسلمانان مذهب جبر را كه مىگويد انسان براى اجتناب از گناه و رهايى از مجازات ، مختار نيست و در اين زمينه ارادهاى از خود ندارد ، منافى عدل و رحمت خدا مىدانند . فرقههايى پديد آمدهاند كه براى تعديل و توضيح اين مذهب حيرتانگيز كوشيدهاند و هنوز هم مىكوشند ، ولى عدّهء آنها كم است و از پيروان سنّت رسول به شمار نمىآيند . . . چه عقيدهاى بهتر از اين مىتواند سپاهيان نادان و مغرور را به ميدان جنگ براند و آنها را مطمئن سازد كه اگر زنده ماندند ، غنيمت مىبرند و اگر كشته شدند ، در بهشت جاى مىگيرند ؟ اين عقيده ، سپاه مسلمانان را چنان بىباك و نيرومند ساخته بودند كه هيچ سپاهى ياراى برابرى با آن نداشت ؛ ولى در عين حال ، همين عقيده داراى زهرى بود كه نفوذ اسلام را از ميان برد . از موقعى كه جانشينان پيغمبر دست از جنگجويى و جهانگيرى برداشتند و شمشيرهاى خود را در نيام كردند ، عقيدهء جبر خاصيّت ويران كنندهء خود را آشكار ساخت ؛ صلح و آرامش ، اعصاب مسلمانان را ضعيف كرد ، و لوازم مادّى نيز كه قرآن استفاده از آن را روا شمرده و وجه امتياز ميان اسلام و مسيحيت - دين پاكى و از خودگذشتگى - به شمار مىرود ، در اين موضوع تأثير داشت .
مسلمانان رنجها و سختيهايى را كه بدانها مىرسيد ، نتيجهء تقدير مىدانستند و تحمّل آن را لازم مىشمردند ، زيرا در نظر آنها كوشش و دانش انسانى براى رفع آن نتيجهاى نمىداد . پيروان محمّد [ ص ] به قاعدهء « خود را كمك كن تا خدا تو را كمك كند » اهميّت نمىدادند و به عكس آن معتقد بودند ؛ بدين جهت صليب ، هلال را محو كرد . اگر نفوذ هلال تاكنون در اروپا باقى است ، براى اين است كه دولتهاى بزرگ مسيحى چنين خواستهاند ، و به عبارت ديگر ، بقاى نفوذ هلال ، نتيجهء رقابت دولتهاى مسيحى است . شايد بقاى نفوذ آن براى اين است كه دليل تازهاى براى اين قاعده باشد كه هر كس چيزى را به نيروى شمشير گرفت ، با شمشير از او گرفته مىشود . »
دكتر هيكل در پاسخ اين مرد امريكايى شرح مبسوطى طبق ذوق و فكر خود مىدهد كه هر چند خالى از نكتههاى صواب نيست ، ولى عارى از نظم فلسفى و قابل نقض و اشكال و ايراد است .
در رسالهء حاضر كه اكنون به دست خوانندهء محترم مىرسد ، بىپايگى سخنان واشنگتن ارونگ و ديگر غربيان روشن خواهد شد و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 359
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٥٩