پيروان محمّد ( ص ) به تعليمى عالىتر پى برده بودند و آن اينكه :
« خدا را يارى كن تا خدا تو را يارى كند »
( إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ )
( 1 ) . قرآن كريم به جاى « خود را يارى كن » كه ممكن است بوى شخصى و منفعتپرستى و حرص و آز از آن استشمام شود « خدا را يارى كن » كه جنبهء عمومى و انسانى و خدمت به خلق دارد گذاشته است .
امّا راز غلبهء صليب بر هلال كه آقاى واشنگتن ارونگ آن را قطعى و هميشگى دانسته است ، مطلبى است كه در ضمن اين سلسله مباحث در جاى مناسبى طرح خواهد شد .
منحصر به آقاى واشنگتن ارونگ نيست ؛ به نوشتهء هر نويسندهء غربى ، حتّى آنهايى كه تا حدّى بىغرضى خود را نشان دادهاند ، در اين زمينه بر خوردهايم شبيه اين اظهار نظر را ديدهايم . همهء آنها اسلام را يك مسلك جبرى مىدانند ؛ چيزى كه هست بعضى از آنها اين عقيده را دخيل در انحطاط مسلمين ندانستهاند و بعضى ديگر دخيل دانسته بلكه عامل اصلى شمردهاند .
ويل دورانت در تاريخ تمدّن پس از آنكه به مضمون آياتى از قرآن در زمينهء علم و مشيّت الهى اشاره مىكند و مىگويد جبريگرى از لوازم تفكّر اسلامى است ، مىگويد :
« در نتيجهء اين اعتقاد ، مؤمنان سختترين مشكلات زندگى را با قلبى مطمئن تحمّل مىكردند ، ولى همين عقيده در قرون اخير مانع پيشرفت عربان شد و انديشهء آنها را از كار انداخت » . ( 2 )
امّا گوستاولوبون معتقد است كه اعتقاد به تقدير و جبر ، تأثيرى در انحطاط مسلمين نداشته است و علل انحطاط مسلمين را در جاهاى ديگر بايد جستجو كرد .
هامش
( 1 ) . محمّد ( ص ) / 7 .
( 2 ) . تاريخ تمدّن ، ج 11 / ص 42 .