تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
موضوعات نامبرده كه اطلاعات كافى دارند ، تحقيقى عالمانه به عمل آورند و آن را جزء اين سلسله مباحث قرار داده و مطلبى را كه اختيار فرموده‌اند به اطلاع اين بنده برسانند ، موجب امتنان اين جانب خواهد بود . نخستين روزى كه متوجّه شدم غربيان اعتقاد به قضا و قدر را يكى از علل بلكه علّت اصلى انحطاط مسلمين مىدانند ، در حدود بيست سال پيش ، ايّام طلبگى در حوزهء علميّهء قم بود . جلد دوّم كتاب زندگانى محمد تأليف دكتر محمّد حسنين هيكل ترجمهء ابو القاسم پاينده را مىخواندم . در آخر اين كتاب خاتمه‌اى دارد مشتمل بر دو مبحث : 1 . تمدّن اسلامى چنان كه قرآن شرح مىدهد . 2 . خاورشناسان و تمدّن اسلامى . در مبحث دوّم سخنى از يك نويسندهء معروف امريكايى به نام « واشنگتن ارونگ » كه كتابى در سرگذشت پيغمبر اسلام نوشته است ، نقل مىكند . واشنگتن ارونگ به نقل دكتر هيكل در خاتمهء كتاب خود ، مبادى و اصول اسلام را شرح داده است و پس از ذكر ايمان به خدا و فرشتگان و كتابهاى آسمانى و پيغمبران و روز قيامت ، مىگويد : « آخرين و ششمين قاعده‌اى كه در رديف مبادى اسلام است ، عقيدهء جبر است . محمّد براى پيشرفت امور جنگى خود از اين قاعده استفاده مىكرد ، زيرا به موجب اين قاعده هر حادثه‌اى كه در جهان رخ مىدهد ، پيش از آن ، در علم خدا مقدّر شده و پيش از آنكه جهان به وجود آيد ، در لوح محفوظ ثبت گرديده است و سرنوشت هر كس و وقت مرگ او تعيين شده و قابل تغيير نيست و به هيچ وسيله نمىتوان آن را مقدّم و مؤخّر ساخت . مسلمانان كه اين نكات را مسلّم مىداشتند و بدان عقيده داشتند ، به هنگام جنگ بدون بيم و هراس خود را به صف دشمن مىزدند . در نظر آنها مرگ در جنگ مساوى با شهادت بود و بهشت را نصيب انسان مىساخت ؛ بدين جهت اطمينان داشتند اگر كشته شوند يا بر دشمن غلبه يابند ، در هر صورت فيروز
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358 | مرتضى مطهرى