در اينجا نكتهاى هست : جهان دنيا ، جهان طبيعت و ماده است ، جهان علل و اسباب است ، علل و اسباب دنيوى با هم در تزاحم و جنگند ؛ در اين دنيا « قسر » هم وجود دارد ؛ لهذا كسى كه هدفش دنيا باشد ، تضمينى ندارد كه صددرصد به مقصود برسد . تعبيرى كه قرآن كريم براى تفهيم اين نكته انتخاب فرموده اين است :
« هر قدر بخواهيم ، به هر كس بخواهيم مىدهيم » .
ولى آن كس كه در نظام روحى خودش هدف عالىترى دارد و دل به هدفهاى كوچك نقد نداده است و به سوى هدف الهى گام برمىدارد و با ايمان جلو مىرود ، البته وى به هدف خواهد رسيد زيرا خداوند ارجگذار است ، كار نيكى را كه تقديم او گردد مىپذيرد و مزد مىدهد .
در اينجا سعى و كوشش هم شرط شده است زيرا محال است كه كسى بىگام برداشتن ، راهپيمايى كند و به هدف برسد .
سپس در آيهء بعد مىفرمايد :
كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ ، وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً
( 1 ) .
« ما همه را ، هم اين گروه را و هم آن گروه را ، از فيض پروردگارت مدد مىكنيم ؛ فيض پروردگار تو از كسى دريغ نشده است » .
يعنى ما فيّاض على الاطلاقيم و جهان را مستعدّ فعاليّت ساختهايم ؛ هر كسى هر تخمى كه بپاشد آن را به ثمر مىرسانيم ؛ هر كس كه به سوى هدفى رهسپار است او را به هدفش مىرسانيم .
حكماى الهى مىگويند : واجب الوجود بالذات واجب من جميع الجهات و الحيثيّات است ؛ لهذا واجب الفيّاضيّه است ؛ از اين رو هر كس طالب هر چه باشد ، خدا او را مدد مىكند . چنين نيست كه اگر كسى طالب دنيا باشد خدا بفرمايد تو گمراه هستى و بر خلاف ارشاد و هدايت ما عمل كردهاى پس ما تو را تأييد نمىكنيم . نه ، چنين نيست ؛ دنيا طلب هم در دنياطلبى خويش در حدودى كه اين سراى اسباب و علل و تمانع و تزاحم امكان مىدهد مورد تأييد و حمايت الهى است و از بذل و بخشش بيدريغ او بهرهمند مىگردد .
به عبارت ديگر : جهان ، سرزمين مستعدّ و مناسبى است براى كاشتن و روييدن و رشد كردن و درو كردن ، بستگى دارد به اينكه انسان چه بذرى براى رشد و پرورش
هامش
( 1 ) . اسراء / 20