تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
نخواهد بود . اگر كسى گمان كند كه تحصيل رضا و خشنودى خداى متعال راهى دارد و تحصيل رضا و خشنودى فرضاً امام حسين ( ع ) راهى ديگر دارد و هر يك از اين دو ، جداگانه ممكن است سعادت انسان را تأمين كند ، دچار ضلالت بزرگى شده است . در اين پندار غلط چنين گفته مىشود كه خدا با چيزهايى راضى مىشود و امام حسين ( ع ) با چيزهايى ديگر ؛ خدا با انجام دادن واجبات مانند نماز ، روزه ، حج ، جهاد ، زكات ، راستى ، درستى ، خدمت به خلق ، برّ به والدين و امثال اينها و با ترك گناهان از قبيل دروغ ، ظلم ، غيبت ، شراب‌خوارى و زنا راضى مىگردد ولى امام حسين ( ع ) با اين كارها كارى ندارد ، رضاى او در اين است كه مثلا براى فرزند جوانش على اكبر ( ع ) گريه و يا لااقل تباكى كنيم ؛ حساب امام حسين از حساب خدا جداست . به دنبال اين تقسيم چنين نتيجه گرفته مىشود كه تحصيل رضاى خدا دشوار است ، زيرا بايد كارهاى زيادى را انجام داد تا او راضى گردد ولى تحصيل خشنودى امام حسين ( ع ) سهل است ، فقط گريه و سينه زدن ؛ و زمانى كه خشنودى امام حسين ( ع ) حاصل گردد او در دستگاه خدا نفوذ دارد ، شفاعت مىكند و كارها را درست مىكند ، حساب نماز و روزه و حجّ و جهاد و انفاق فى سبيل اللّه كه انجام نداده‌ايم همه تصفيه مىشود و گناهان هرچه باشد با يك فوت از بين مىرود ! اينچنين تصويرى از شفاعت نه تنها باطل و نادرست است بلكه شرك در ربوبيت است و به ساحت پاك امام حسين ( ع ) كه بزرگ‌ترين افتخارش « عبوديّت » و بندگى خداست نيز اهانت است همچنانكه پدر بزرگوارش از نسبتهاى « غلاة » سخت خشمگين مىشد و به خداى متعال از گفته‌هاى آنها پناه مىبرد . امام حسين ( ع ) كشته نشد براى اينكه - العياذ باللّه - دستگاهى در مقابل دستگاه خدا يا شريعت جدّش رسول خدا بوجود آيد ، راه فرارى از قانون خدا نشان دهد . شهادت او براى اين نبوده كه برنامهء عملى اسلام و قانون قرآن را ضعيف سازد . بر عكس ، وى براى اقامهء نماز و زكات و ساير مقرّرات اسلام از زندگى چشم پوشيده به شهادت تن داد . خود حضرت در فلسفهء قيامش مىفرمايد : و انّى لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ، و انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امّة جدّى ، اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر ( 1 ) . « من از روى هوس و جاه طلبى قيام نكرده‌ام ، خروج و قيام من به منظور اصلاح در امّت جدّم مىباشد ، مىخواهم كه به نيكى امر كنم و از بدى نهى نمايم » .
هامش
( 1 ) . نفس المهموم ، ص 45
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249 | مرتضى مطهرى