تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بيت المال مسلمين گلوبندى را به عنوان عاريه - البته با قيد ضمانت - گرفته و در روز عيد از آن استفاده كرده است او را سخت مورد عتاب خويش قرار داد و با لحنى كاملا جدّى فرمود : اگر نبود كه آن را به صورت عاريهء مضمونه ، يعنى با قيد ضمانت گرفته‌اى دستت را مىبريدم ، يعنى دربارهء تو حدّ سارق را اجرا مىكردم ( 1 ) . هم ايشان وقتى كه ابن عباس ، پسر عمو و ياور دانايشان ، مرتكب خلافى شد نامه‌اى به او نوشتند و او را مورد سخت‌ترين حملات خويش قرار دادند ، به وى نوشتند : « اگر از خلاف خويش بازنگردى با شمشيرم تو را ادب خواهم نمود ، همان شمشيرى كه احدى را با آن نزده‌ام مگر اينكه وارد جهنم شده است » . يعنى مىدانى كه شمشير من جز بر دوزخيان فرود نمىآيد و اين كار تو ، تو را دوزخى و مستحق شمشير من ساخته است . سپس براى اينكه بفهماند عدالت او دربارهء هيچ‌كس استثناءبردار نيست مىفرمايد : « به خدا قسم اگر حسن و حسين ( عليهما السلام ) هم مرتكب اين جرم مىشدند با آنان ارفاق نمىكردم » ( 2 ) . صدر اسلام است و مجرى قانون هم امير المؤمنين است ، تعجبى ندارد ؛ اگر مىخواهيد بدانيد دستگاهى كه رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) به جريان انداخته بود تا كجا به حركت آمده بود و چه اشخاصى را زير مهميز عدالت مىكشيد به داستان ذيل توجه كنيد : عمرو عاص از طرف عمر حاكم مصر بود ؛ روزى پسر عمر و عاص به صورت يكى از رعايا سيلى زد ، ستمديده به نزد عمر و عاص رفته شكايت كرد ولى وى ترتيب اثر نداد . اين مرد غيور حركت كرد به مدينه و نزد عمر آمد و عرض حال داد . عمر ، عمرو عاص و پسرش را احضار و محاكمه نمود . در اين محاكمه يك جملهء تاريخى از
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، چاپ كمپانى ، ج 9 ص 503 ( 2 ) . نهج البلاغه ، نامهء 41 .