تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مختلف وجود داشته باشد . در اينجا يك‌رنگ بودن و يكسان بودن صحيح نيست . اگر بنا شود تمام صفحهء تابلو يك‌جور و يكنواخت باشد ديگر تابلويى وجود نخواهد داشت . وقتى كه جهان را جمعاً مورد نظر قرار دهيم ناچاريم بپذيريم كه در نظام كل و در توازن عمومى ، وجود پستيها و بلنديها ، فرازها و نشيبها ، همواريها و ناهمواريها ، تاريكيها و روشناييها ، رنجها و لذّتها ، موفّقيّتها و ناكاميها همه و همه لازم است .
جهان چون چشم و خطّ و خال و ابروست * كه هر چيزش بجاى خويش نيكوست
اساساً اگر اختلاف و تفاوت وجود نداشته باشد ، از كثرت و تنوّع خبرى نخواهد بود و موجودات گوناگون وجود نخواهد داشت ، ديگر مجموعه و نظام مفهومى ندارد ( نه مجموعهء زيبا و نه مجموعهء زشت ) . اگر بنا بود در جهان ، تفاوت و اختلاف نباشد ، لازم بود از يك مادهء ساده و بسيطى همچون كربن مثلًا ، سراسر هستى تشكيل شده باشد . شكوه و زيبايى جهان در تنوّع پهناور و اختلافهاى رنگارنگ آن است . قرآن كريم ، وجود اختلافها را از آيات و نشانه‌هاى قدرت حكيم و حاكم لايزال مىشمرد ؛ اختلاف الوان ، اختلاف زبانها ، اختلاف شب و روز ، اختلاف انسانها و غيره .

زشتى ، نمايانگر زيبايى است

زشتيها نه تنها از اين نظر ضرورى مىباشند كه جزئى از مجموعهء جهانند و نظام كل به وجود آنها بستگى دارد ، بلكه از نظر نمايان ساختن و جلوه دادن به زيباييها نيز وجود آنها لازم است . اگر ما بين زشتى و زيبايى ، مقارنه و مقابله برقرار نمىشد ، نه زيبا ، زيبا بود و نه زشت ، زشت ؛ يعنى اگر در جهان ، زشتى نبود زيبايى هم نبود ، اگر همهء مردم زيبا بودند ، هيچ‌كس زيبا نبود ؛ همچنانكه اگر همهء مردم زشت بودند هيچ كس زشت نبود . اگر همهء مردم همچون يوسف صدّيق بودند ، زيبايى از بين مىرفت ؛ و اگر هم همهء مردم در قيافهء « جاحظ » بودند زشتى در جهان نبود ؛ همچنانكه اگر همهء مردم قدرتهاى قهرمانى داشتند ، ديگر قهرمانى وجود نداشت . اين ابراز احساسات و تحسينهايى كه قهرمانان دريافت مىكنند به خاطر اين است كه عدهء آنها محدود است . در حقيقت احساسها و ادراكهايى كه بشر از زيباييها دارد ، در شرايطى امكان وجود دارند كه در برابر زيبايى ، زشتى هم وجود داشته باشد . اينكه مردم به سوى زيباها كشانيده مىشوند و مجذوب آنها مىگردند ، به عبارت ديگر اينكه تحرّك و كششى به سوى زيبايى پيدا مىشود به خاطر اين است كه زشتها را مىبينند و از آنان